تبليغاتX
mowjesabz

mowjesabz

متانت در مقابل وقاحت درخشید




به همه تهمت زد تا رئیس بماند

جمهوریت: قابل پیش بینی بود. بار دیگر اخلاق به سود قدرت قربانی شد در عوض اما متانت در مقابل وقاحت درخشید و  آشکار شد چه کسی بیش دیگران از برای کسب کرسی قدرت به هر ریسمانی چنگ می زند و هر حریمی را در هم می شکند.

مناظره انتخاباتی میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد بیش از آنکه تقابل میان دو نفر یا تنها دو نامزد به حساب آید، رویارویی دو تفکر و نگاه و مرام است و دیدگاهی که قائل به حفظ حرمت و کرامت اشخاص و احترام به حقوق و جایگاه افراد است، پیروز بلا تردید این بازی خواهد بود. حال رئیس دولت دهم هر که می خواهد باشد.

مهندس میرحسین موسوی را برنده بدون تردید تقابل داغ ترین شب نشینی تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی باید دانست. اینک محمود احمدی نژاد هم می تواند بر خود ببالد که خطوط قرمز را زیر پا نهاده و اسرار! مگو را فاش کرده است.

اینک محمود احمدی نژاد نفسی به راحتی کشیده است. هر آنچه به ظاهر مدت ها در جیب کاپشنش گره خورده و در میانه گلویش پنهان مانده بود عاقبت آشکار شد.

 از این پرده دری و حرمت شکنی اما چه چیزی عاید نظام مقدس جمهوری اسلامی شد؟ رئیس دولت نهم یکسره هر آنچه در تاریخ سی ساله ایران اسلامی گذشته است را به چالش کشید. این بار اما روی سخن او تنها دولت اصلاحات و سازندگی نبود. این بار اما فرزندان هاشمی  و همراهان خاتمی هدف حملات رئیس جمهور نبودند. او حتی دولت ٨ ساله مقام معظم رهبری را هم آشکارا در برابر علامت های سوال متعدد قرار داد. دولتی که تحت فشار جنگ تحمیلی و مشکلات و کمبودهای آن روزگار به لطف رهنمود های اما (ره) و همراهی ملت کشور را از بحران ها به سلامت عبور داد. دولتی که نفت را با مشقت به ارز تبدیل می کرد تا جبهه های نبرد با دشمن بعثی بدون پشتوانه نماند. احمدی نژاد سرمست از قدرت بلامنازع چهارسال گذشته که با نقدینگی سیل آسا و رو به تزاید  همراه شد و با اعتماد به نفسی عجیب  مدیریت آن روزگار سخت را هم حتی به ریشخند گرفت.

احمدی نژاد حذر از باختن را در هجوم و تاختن یافته بود. چه تفاوت دارد طرف منازعه نخست وزیر مورد وثوق امام(ره) و وزیر کابینه رهبر باشد، یا رئیس بازرسی دفتر رهبری. چه تفاوت دارد رئیس معتمد رهبری نظام در مجمع تشخیص هدف تیرها باشد یا رئیس دولت مورد تایید و تنفیذ ایشان.

چه تفاوت دارد شاکله سیاست های و عملکردهای دوران گذشته مورد تایید رهبری باشد یا نباشد.

راستی رئیس جمهور همین چند روز قبل فرموده بودند که سینه و گلوها را در برابر تیرها و نیزه ها آماده کرده است. دیشب اما آشکار شد که تیرها و نیزه ها از کدام جبهه پرتاب می گردد.

چه تفاوت دارد مفسده ای اثبات شده باشد یا تنها جامه اتهام به تن داشته باشد. چه تفاوت دارد که نواخته شدگان خود از اهالی همین نظام باشند یا نباشند؟

اینک کسی شک ندارد ، رئیس دولت نهم را نقد و نظرهای ناهمگون بر آشفته می سازد.

اصلاح طلبان به جای خود ، کسی سرنوشت پورمحمدی ، دانش جعفری ، مظاهری و حتی علی لاریجانی را به یاد دارد؟

چه جای تعجب که احمدی نژاد بر دولت های سازندگی و اصلاحات به قصد جهاد هجوم آورد.

چه جای حیرت که رفیق و رقیب ، بی ربط و مرتبط ، بی بهانه و با علت در هم بکوبد و برچسب بچسباند و تهمت نثار کند.
 

احمدی نژاد اخلاق را زیر پا نهاد تا قدرت را در دست داشته باشد و بماند. اینک باید آسود باشد. کوله بار او خالی است. انبوهی از تهمت ها در حافظه تاریخ جا ماند و ماندگار شد تا بازنده اصلی این پرده دری و حرمت شکنی  اما نظام جمهوری اسلامی باشد

زیبا ترین لحظه اما آنجا بود که میر حسین موسوی متین و قاطع  و دوست داشتنی متين و قاطع و دوست داشتني انگشت اشاره اش را به سوي احمدي نژاد و جوسازي ها و مظلوم نمايي ها و اتهام زنی هایش گرفت و خطاب به دوربين گفت : « من براي تغيير همين فضاست كه آمده ام. من مي خواهم همين چيزهايي را كه داريد مي بينيد عوض كنم"...
 

 گزارش کامل مناظره موسوی و احمدی نژاد

 میرحسین موسوی :آمده‌ام تا اين روحيه را عوض كنم

 احمدي‌نژاد در مناظره تلويزيوني با موسوي ضمن گراميداشت ياد امام و سالگرد ارتحال ملكوتي ايشان اظهار داشت: انتخابات فرصتي براي طرح مباحث به صورت منطقي با هدف هم‌افزايي و تقويت تمام ظرفيت‌ها است.

وي ضمن گلايه از تخريب‌هاي بي‌سابقه نسبت به دولت اظهار داشت: من بايد نسبت به سطح هجمه‌هاي بي‌سابقه نسبت به دولت گله بكنم.

وي افزود: در طول تاريخ بعد از انقلاب چنين هجمه سنگيني عليه هيچ‌كدام از دولت‌ها وجود نداشته است به گونه‌اي كه عده‌اي تصميم گرفتند به طور هماهنگ و سازمان يافته وارد ميدان شده و نسبت به تخريب دولت اقدام كنند و چون در هيچ عرصه‌اي توانايي رقابت با دولت را نداشته‌اند دست به اين تخريب‌هاي گسترده زدند.

وي افزود: كارنامه دولت به اندازه چند دولت قبل بوده بالاخص در عرصه بين‌المللي، كه در هجمه‌ها خدمات دولت را منكر شدند و منتقدين به جاي ارائه برنامه به تخريب دولت دامن زدند.در اين انتخابات به ملت ايران توهين شدو من از اين توهين متاثر شدم.

وي افزود: اين دولت در خدمت به مردم افتخارات بزرگي را به وجود آورده است.بالاخص در حوزه سياست خارجي كه توانست ملت ايران را عزيز كند.

احمدي‌نژاد افزود: اتفاقي كه در خصوص اين انتقادها براي دولت رخ داد براي من قابل توجيه نيست. اگر قرار است بفهميم اعتياد دراين كشور وجود دارد لازم نيست با بهره‌گيري از بازيگران تئاتر اين مساله را بيان كنيم. چگونه است كه بعد از ٢٤ سال با وجوداينكه بسياري از دوستان در عرصه اجرايي بودند امروز متوجه موضوع بيكاري. فقر و ركود در كارخانه‌‌ها شده‌اند. طبيعتاَ مشكلات كشور زياد است اگر قرار است از مشكلات مردم صحبت شود قطعاَ تمام وقت مناظره براي بيان اين مشكلات كفايت نمي‌كند. به گونه‌اي در انتقادها صحبت مي‌شود كه گويا در گذشته اصلاَ نشاني از بيكاري، اعتياد و... وجود نداشته است.

وي افزود: من به شوخي گفتم كه خوب شد من داوطلب كانديداتوري رياست جمهوري هستم و گرنه اين سه عزيز چه مي‌خواستند بگويند حتي مناظره ديشب مناظره نبود بلكه عليه يك نفر بود. ريشه همه اينها را بايستي در قدرت جستجو كرد.چهار سال تحمل كردم و از همه توهين‌ها گذشتم و مي‌گذرم اما از توهين به فهم و شعور مردم نمي‌توانم بگذرم.

وي افزود: در ديدارهايي كه با مردم دارم آنها از من مي‌خواهند كه از حق آنها و مواضع آنها دفاع كنم. من بايد ريشه اين فسادها را بگويم. امروز آقاي موسوي در مقابل من نيست. سه دولت گذشته در مقابل من است. اين سه درگذشته هم از يكديگر حمايت كردند در واقع اينها با هم بودند.زماني كه دولت تشكيل شد اينها هدفشان ضربه زدن به دولت بود. علت اين فشار سنگين به بنده و فشارهاي سنگين‌‌تر به يك مساله برمي‌گردد كه دراين سه دوره نظام اداري شكل گرفته كه از ارزش‌هاي انقلاب فاصله گرفت. آرام آرام جرياني شكل گرفت كه خود را حاكم بر ملت مي‌دانست. در انتخابات قبل اينها در مقابل اينجانب صف‌آرايي كردند و در طول اين چهار سال تلاش كردند تا دولت را به زمين بزنند. اما خداي متعال كمك كرد تامابه اينجا بياييم. حتي آقاي هاشمي پيامي به يكي از پادشاهان كشورهاي همسايه فرستاد كه ظرف شش ماه دولت را ساقط خواهد كرد.

نخست وزير دوران دفاع مقدس نيز در مقابل يكي از مشكلات كشور را عدم تناسب شعارها باعمل عنوان كرد و اظهار داشت: شعارهايي كه داده شد بيشتر جنبه اسطوره ‌پردازي و خيال‌پردازي دارد و از پشتوانه علمي برخوردار نيست.

موسوي در مناظره تلويزيوني با محمود احمدي‌نژاد در ابتداي سخنان خود با بيان اينكه به صورت روش‌مند با ادعاهاي احمدي‌نژاد برخورد خواهد كرد، اظهار داشت: بنده دوست داشتم احمدي‌نژاد در كارهاي خود موفق شود تا وارد عرصه نشوم. يقيناَ اگر چنين اعتقادي پيدا مي‌كردم ترجيح مي‌دادم در كار خود باقي مانده و وارد عرصه نشوم.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري با اشاره به سخنان احمدي‌‌نژاد در خصوص خاتمي و هاشمي گفت: خاتمي و هاشمي اشخاص بزرگي هستندكه بايد احمدي‌نژاد با خود آنها مناظره كند و آنها پاسخ بدهند.

وي عنوان كرد: هميشه ايران را دوست داشتم. ما دوست داشتيم ايران قدرت اول منطقه در عرصه‌هاي مختلف و الگويي براي جهان باشد چرا كه به همين دليل انقلاب كرديم.

موسوي با بيان اينكه در حل مسائل كشور و اينكه ايران را به جايگاه واقعي برسانيم دونوع مديريت مي‌توان داشت، ادامه داد: اولين نوع مديريت به سبك ماجراجويي و رفتارهاي نمايشي، خيال‌بافي، خرافه‌گويي، قانون‌گريزي، پنها‌ن‌كاري و سطحي‌نگري است اما روش دوم اين است كه بر اساس متانت و روش كارشناسي، شفافيت، صداقت، قانون گرايي، دورانديشي و اعتدال‌گرايي كار كنيم. اگر مي‌خواهيم ايران نيرومند و پيشرفته داشته باشيم، مديريت نوع دوم بسيار بهتر است.

وي در خصوص انگيزه اصلي خود براي حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوري گفت: من در مورد آينده كشور با اين مديريت حاكم در كشور احساس خطر كردم و در صحنه حاضر شدم.

موسوي يكي از مشكلات كشور را عدم تناسب شعارها باعمل عنوان كرد و اظهار داشت: شعارهايي كه داده شد بيشتر جنبه اسطوره ‌پردازي و خيال‌پردازي دارد و از پشتوانه علمي برخوردار نيست.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به بيان برخي ازمصاديق پرداخت و به آزادسازي ملوانان انگليسي اشاره كرد و گفت: ملوانان انگليسي به حوزه آبي ما وارد شده و دخالت كرده‌‌اند كه در قبال عمل آنان، نيروهاي ما آنها را دستگير كردند. در ابتدا اعلام كرديم كه بايد اين ملوانان اعدام شوند كه بازتاب گسترده‌اي داشت. اما بعد تصميم گرفتيم تن آنها كت وشلوار كنيم و رئيس‌جمهور كه نماينده همه ملت است مانند بدرقه مسوولان خارجي با آنها رفتار و خداحافظي كرد. آيا اين عزت ملت ايران را حفظ كرد؟ خير. عزت ما را مخدوش و سياست خارجي ما را دچار فراز ونشيب‌هاي بسياري كرد.

موسوي به سفر احمدي‌نژاد به عراق اشاره كرد و گفت: در آن سفر اعلام شد كه قرار بوده هواپيما را بربايند. اين حرف هزينه ايجاد مي‌كند؛ چرا كه اگر قرار بر ربايش بود بايد اين كار توسط آمريكايي‌ها مي‌شد، در حالي كه همين آمريكايي‌ها بنزين هواپيماي ما را تامين كردند و ما نيز به منطقه خضراء كه تحت نظارت آنان بود، رفتيم بعد با سربازان آمريكايي هم عكس گرفتيم.

وي گفت: با واسطه شنيديم كه براي سفر به عربستان پيام داديم كه ما را دعوت كنند بعد آمديم از زبان رئيس‌جمهور عليه وزير خارجه آن صحبت كرديم. ما باحساب چه كسي اين كار رامي‌كنيم.

وي به سياست خارجي احمدي‌نژاد اشاره كرد و گفت: سياست خارجي دولت نهم عزت ملت را مخدوش و به آن لطمه زد و تنش وسيعي را ايجاد كرد.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري به مساله هولوكاست اشاره كرد وگفت: آمديم اين موضوع را مطرح كرديم و بعداز آن شاهد هزينه‌ها و خسارت‌هاي بسياري بوديم تا جايي كه مصوبه‌اي مبني بر اينكه سخن گفتن از اين موضوع جرم است،صادر شد.

موسوي به سفر ونامه‌هاي احمدي‌نژاد به رئيس‌جمهور آمريكا اشاره كرد و گفت: چرا به آنها نامه مي‌نويسيم و از طريق رئيس‌جمهور سوئيس قبل از انتخابات آمريكا به اوباما نامه مي‌دهيم كه مي‌خواهيم با آمريكا مذاكره و مسائل راحل كنيم.

محموداحمدي‌نژاد در واكنش به انتقاد ميرحسين موسوي در خصوص نحوه آزادي ملوانان انگليسي گفت: آقاي بلر در اين خصوص رسماَ نامه داد و از ما عذرخواهي كرد و قول داد سياست‌هاي ما عوض خواهد شد و آزادي ملوان‌هاي انگليسي يكي از زيباترين كارهاي جمهوري اسلامي بود.

وي همچنين درخصوص مساله عربستان كه مورد اشاره ميرحسين موسوي بود نيز گفت:‌ سفر مورد اشاره يك سفر سياسي نبود و خوب بود شما از جريان آن سفر اطلاعات كافي مي‌داشتيد.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم همچنين در خصوص مساله هولوكاست نيز گفت: آقاي موسوي مطالبي درخصوص هولوكاست مطرح مي‌كند كه منطبق با واقعيت نيست و جالب آنكه رابطه ايران با عربستان در دوران آقاي موسوي قطع شد و در زمينه فلسطين بهتر است ايشان ذهنشان را به مواضع خودشان در زمان تصدي نخست‌وزيري ببرند كه مي‌گفتند بايد نيروي نظامي براي فلسطيني‌ها بفرستيم تا درمقابل اسرائيل بايستد وايشان اعلام كردند كه بايد اسرائيل از صحنه روزگار محو شود.

وي بابيان اينكه امام هيچ‌گاه قبول نداشت كه در مقابل زورگويان كوتاه بياييم در زمينه مساله هسته‌اي گفت: در دوره‌هاي پيشين تمام فعاليت‌هاي هسته‌اي تعطيل شد و پروتكل الحاقي بدون مصوبه مجلس و خارج از قانون اساسي تصويب شد به گونه‌اي كه ماموران آژانس مي‌توانستند آزادانه از هر نقطه‌اي از فعاليت‌هاي هسته‌اي بازديد كنند. درحالي كه اين موضوع حتي مغاير با npt نيز بوده است.

احمدي‌نژاد مدعي شد: قطعنامه‌هاي شوراي حكام بسيار مهم‌تر از قطعنامه شوراي امنيت است و در دولت قبل، هفت قطعنامه شوراي حكام عليه ايران صادر شد و قطعنامه شوراي حكام بار حقوقي بيشتري نسبت به قطعنامه شوراي امنيت دارد.

وي خطاب به موسوي گفت: در سعد‌آباد و پاريس چه گذشت؟ درحالي كه ما امروز هسته‌اي شده‌ايم و ٧٠ هزار سانتريفيوژ در حال گردش است.

احمدي‌نژاد بابيان اينكه جورج بوش در دولت آقاي خاتمي گفته است كه به دنبال براندازي ايران است، گفت: اما وي در اواخر دوران خود گفت ديگر به دنبال براندازي نظام نيست ودر همان زمان نيز ايران را محور شرارت قرار داد.

وي با مخاطب قرار دادن موسوي گفت: شما مي‌گوئيد آبروي ايران در اين دولت رفت. من تعجب مي‌كنم و بهتر است شما به سفر خارج از كشور برويد و ببينيد چطور ملت‌ها از شما استقبال مي‌كند. شمادردوره خودتان چه مقدار سفر خارجي رفته‌ايد البته نمي‌گويم كه دوره شما در سياست خارجي دوره ذلت بوده است.

احمدي‌نژاد همچنين مدعي شد: در زمان آقاي هاشمي ٥/٤٩ درصد استقراض خارجي داشتيم و بحران‌هاي اجتماعي بسياري در آن زمان شهرهاي ما را در برگرفته بود. و افراد زيادي نيز كشته شدند. در آن زمان شما احساس شرمساري نمي‌كرديد. در ١٨ تير جريان برانداز شروع كرد براي گرفتن شهر تهران و مي‌خواستند انقلاب را به زمين بزنند و انقلاب مخملي راه بياندازند و شما در آن زمان نگران نشديد. در مجلس ششم عده‌اي تحصن كرده‌ و در همان زمان با كنگره آمريكا تماس گرفتند آيا شما درآن زمان نگران نشديد. ولي امروز مي‌گوييد هولوكاست موجب آبرو ريزي ما شده است در حالي كه سياست خارجي دولت از متن مردم و در خط امام و عزت‌‌آفرين بوده است.

احمدي‌نژاد خطاب به موسوي يادآور شد: در دولت قبل فردي مقاله‌اي نوشت و مدعي شد دوران امام تمام شده است و دولت وقت نيز از آن مقاله‌نويس حمايت كرد و شما سكوت كرديد ولي الان مي‌گوئيددولت فعلي از خط امام منحرف شده است.

احمدي‌نژاد در واكنش به ادعاي ميرحسين موسوي اظهار داشت: آقاي موسوي اطلاعاتي را بيان مي‌كنيد كه از آن بي‌اطلاع هستيد. دانشجويان ستاره‌دار از كجا درآمد كه آن را به اين دولت منتسب مي‌كنيد. دانشجويان ستاره‌دار از زمان معين و از سال ٨٠ آغاز شد. آنها آمدند و به دانشجويان كارشناسي ارشد يك ستاره و دوستاره دادند. يك ستاره براي دانشجوياني بود كه پرونده‌هايشان ناقص بود و دو ستاره‌ها مربوط به دانشجوياني بود كه در كميته انضباطي پرونده داشتند. اين موضوع در زمان وزارت معين وضع و در سال اول اين دولت نسخ شد. به جايي كه شما به دوستان خود انتقاد كنيد به ما انتقاد مي‌كنيد.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به وضعيت نشر كتاب اشاره كرد وگفت: در مورد كتاب بنده هم با شما هم‌نظرم و در همين رابطه به وزير ارشاد خود نيز تذكر دادم. آمارها نشان مي‌دهد كه دردوره ما تعداد كتاب‌هاي منتشر شده كمتر از دوره‌هاي گذشته بوده است.

وي اظهار كرد: در دوره شما تنها يك روزنامه منتقد بود كه هفته‌اي يكي دو روز نقد اقتصادي مي‌نوشت. آيا يادتان است چه فضايي برايش ايجاد كرديد. خود شما چند بار عليه آن روزنامه صحبت كرديد و گفتيد كه آنان درخط دشمن هستند در خط دشمن بوده و ضد انقلاب كار مي‌كنند، در حالي كه گزارش آن روزنامه بر اساس گزارش برنامه و بودجه بود.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه موسوي در سخنراني‌هايش وي را به ديكتاتوري متهم كرده است، گفت: كجاي اين دولت ديكتاتوري است. در زمان هاشمي تنها يك روزنامه منتقد بود و در زمان خاتمي نيز كسي جرات نقد را نداشت.

وي به سخنراني فائزه هاشمي در همايش دوم خرداد اشاره كرد و گفت: دختر هاشمي در جلسه‌اي كه همسر شما به همراه خاتمي درآن حضور داشت اعلام كردكه دوره اصلاحات ادامه راه سازندگي است كه با روي كار آمدن اين دولت بامشكل مواجه شده است گويا اشرافيتي كه پايه‌گذاري كرده قرار است، موسوي ادامه دهد. حالا شما نيز به حمايت از هاشمي افتخار مي‌كنيد.به نظر‌ مي‌رسد صحنه‌گردان اصلي اين ماجرا هاشمي است.

احمدي‌نژاد با بيان اينكه در طول دولت نهم ٣٢٠ هزار تيتر توهين‌آميز نسبت به دولت منتشر شده است،ادامه داد: شما دولت را به بي‌قانوني و ديكتاتوري متهم كرديد. دوره خودتان يادتان است. برخلاف قانون اساسي حداقل اختيارات رياست جمهوري رانيز گرفتيد و به دليل اختلاف‌نظري كه بر سر وزرا داشتيد از امام كمك گرفتيد. يك بار نمايندگان به شما راي منفي به صورت مخفي دادند.

موسوي: در آن زمان امام در داخل كشور اجماعي ايجاد شد تا به جنوب لبنان نيرو بفرستيم و شهيد همت مسووليت را به عهده گرفت اما وقتي امام متوجه شد اعلام كرد، راه قدس از كربلا مي‌گذرد اين يعني ابتدا به جنگ خود بپردازيم.

بحث ما با دولت اين است كه نظام تصميم مي‌گرد كه خود را با هنجارهاي بين‌المللي سازگار كند و درمورد مساله فلسطين اعلام مي‌كند تمامي مردم فلسطين بايد در مورد سرنوشت خود تصميم بگيرند. اين تصميم با هنجارهاي بين‌المللي سازگار است اما وقتي فردي به افراط و تفريط مي‌آفتد، مردم در اين مصيبت مي‌افتند. عرض من اين است كه در اجلاس دوربان سوئيس هنگامي كه اروپا به خاطر كشتار غزه رابطه‌اش با اسرائيل رو به وخامت بود، به خاطر اشتباه پشت سر اسرائيل قرار گرفت و موسسه آي‌پك را نيز اين سياست را به نفع اسرائيل ارزيابي كرد. ما نبايد خيال‌بافي كنيم آيا وزارت خارجه و كارشناسان آن اين رفتار را تائيد مي‌كند كه من دراين زمينه نمونه زياد دارم. در مورد هولوكاست موضع مي‌گيريم اما معاون رئيس‌جمهور ملت اسرائيل رادوست خود مي‌دارد اين اظهارنظرها موجب اينگونه تفريط‌ها مي‌شود. اين اظهارنظرها تفريط است كه شبيه آن را داريم.

مردم نتيجه اين سياست‌هاي شما را در زندگي روزمره مي‌چشند و ما شاهد بي‌اعتبار شدن گذرنامه‌ها هستيم. آيا يك دولت نبايد در اين رابطه در اين مورد مسووليت داشته باشد، متاسفانه دولت بسيار بي‌اعتنا است و مردم از اين افراط‌كاري‌ها مي‌سوزند.

آقاي هاشمي مرد بزرگي است كه نقاط ضعف و قوت دارد پس انقدر اين را به ما نگوئيد و سه فكر را در مقابل هم قرار ندهيم. خاتمي آدم كمي نيست. در سطح داخل و جهان مطرح است و مي‌توانند با شما صحبت كنند و الحمدالله صدا و سيما در اختيار دوستان است. پس آنها به من ربطي ندارد پس سياست شما باعث لطمه‌دار شدن حيثت شير غرآن ايران شد و آن را در بند كرد. در مورد همبستگي ملي چه كار كرديد؟ چه بلايي سر محيط دانشگاه آورديد؟ آنها را ستاره‌دار كرديد؟ دولت بايد به تعهدات خود مقيد شده باشد؟ تيراژ كتاب‌ها را اعلام كنيم؟ متاسفانه اقدامات دولت دردناك است. يك انتشاراتي چند جلد كتاب منتشر مي‌كند اما شما با جلوگيري از نشر كتاب‌ها، آنها را ورشكست مي‌كنيد. علت مقابله هنرمندان با دولت چيست؟ به رابطه دولت و روحانيت نگاه كنيد؟ چرا اين رابطه بد شده؟ چرا در سوالات آموزش و پرورش شما به پيامبر توهين شده؟ آيا دولت در اين رابطه فكر كرده است؟ تمامي اين اقدامات برخلاف فرمان هشت ماده امام است و شما مردم را خودي را غير خودي مي‌كنيد.

شما دولت من را به بي‌قانوني متهم كرديد، اما بدانيد كه ٣٠٣ تا از مصوبات دولت قبل در ديوان عدالت اداري باطل شد اما ١٥٧ مصوبه دولت ما باطل شد. ٣/٣ درصد مصوبات ما باطل شده است،‌ درحالي كه ٥/٦ درصد مصوبات دولت قبل در ديوان عدالت اداري باطل شد. اگر شما اعتراضي داريد كه دولت قانون را رعايت نمي‌كند مي‌توانيد يك نامه به ديوان عدالت اداري بنويسيد، ما داريم عين قانون مجمع رارعايت مي‌كنيم با دو تا حقوقدان صحبت كنيد تا شما را توجيه كند.در دوره شما مگر كم از اين اتفاقات افتاد ما دنبال پرونده‌سازي هستيم. ماجراي كردان به اين ترتيب است كه در دهه ٨٠ در دوره هاشمي كه حامي موسوي است، يك موجي در مديران ايجاد شد كه همه مي‌خواستند مدرك بگيرند. دانشگاه آزاد هم پشت اينها بود و موج ايجاد مي‌كرد. آقاي كردان هم يكي از اين مديران بود. من در مجلس گفتم اين جور مدارك را برايش ارزش قائل نيستم و آن را كاغذ پاره مي‌دانم مي‌شود فهرست را بياوريم كه چقدر از مديران دوره هاشمي و موسوي رفته‌اند مدرك قلابي گرفته‌اند.

آقاي كردان هم يكي از همان است حالا يكي از آنها را پيدا كردند و روي آن انگشت گذاشتند من در مجلس گفتم مدرك را بگذاريد كنار وعملكرد را بياوريد. راجع به كسي كه مي‌گويد صدها ميليارد تومان پول دارند. وي در دوره هاشمي وخاتمي پولدار شده است. در همان دوره زماني كه پول دار بود من به او گفتم بگذار كنار آمد.

آقای صفایی فراهانی هم در دولت شما پول دار شدند. پسران آقای هاشمی چه می کنند؟ آقاي ناطق چطور زندگي مي‌كند؟ پسرش چطور ميلياردر شد؟ كارخانه رشت الكتريك را يكجا به برخي دادند. دادند به آقای کرباسچی و همسرشان و آقای قبه با کارخانه‌ای در مزایده نبوده، صاحب شدند، زمین را از بیخ کندند و صاحب زمین شدند. پرونده استات اویل که پشت پرده‌اش پسر آقای هاشمی است، یک نفر در اين قضيه دادگاهی شد،‌ حامي او شدند و فراري‌اش دادند به خارج از كشور. بسياري از مديران در دوره خاتمي زمين‌هاي چند صد هكتاري به نام خودشان زدند. همان مديراني كه زمين مفتي گرفتند‌،‌ الان از شما حمايت مي‌كنند. ما مي‌دانيم كه چه كساني پول ستاد شما را مي‌دهند؟ پرونده همسر خودتان را ديده‌ايد؟‌ مدركش غيرقانوني است؟ به طور همزمان در دو رشته فوق‌ليسانس گرفته است و بعد مدرك دكتراي غير‌مرتبط گرفت.

موسوي گفت: يكي از مشكلاتي كه در صحبت كردن با احمدي‌نژاد مشخص است، غيرعادي بودن سخنان وي است كه به طور مثال از ديوان عدالت اداري مي‌خواهد يك مصوبه‌اي را لغو كند.

در واكنش به اين سخن، احمدي‌نژاد گفت كه "غيرقانوني بوده است" و موسوي به وي گفت: شما نبايد در وقت من وارد شويد، همين روحيه شما كه در حال حاضر پيداست و در صدا وسيما و رجانيوز مي‌‌دانيم چه كساني هستند و چگونه عمل مي‌كنند.

وي گفت:‌ آيا اين راه برخورد با ديوان عدالت اداري، مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام است؛ جائي كه ريش‌سفيدهاي نظام در آنجا نشسته‌اند، جايي كه مشروعيت خود را از قانون اساسي و رهبري مي‌گيرد. آيا به اين ترتيب مي‌توان مسأله كشور را اداره كرد، در مواردي كه روشن است بايد به گونه‌اي عمل كنيم كه اولاَ بگوييم به سمت اين برويم كه اشتباه كرده‌ايم.

موسوي اظهار كرد: ايشان مي‌گويند كه چرا مي‌گوئيد من ديكتاتور هستم، من اين را نگفتم؛ اما اين روش قطعاَ به ديكتاتوري مي‌انجامد و اينكه رأي خود را به رأي تشخيص مصلحت ارجحيت دهيد.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم به اعلام اسامي افراد از سوي احمدي‌نژاد اشاره كرد وگفت: شايسته يك مسؤول دولت نيست كه كساني كه در قوه قضائيه را محكوم نشده‌اند نام ببرد؛ چرا كه مطرح شدن نام آنها جرم است. ما از آنها نام مي‌بريم در حالي كه آنها قدرت دفاع از خودشان داشته باشند. شما افكاري را مورد حمله و هجوم قرار مي‌دهيد كه در اين صحنه حضور ندارند و آن را قاطي سرنوشت من مي‌كنيد. گويا موردي از من نداشتيد كه آمده‌ايد مرا وصل به دو دولت قبل كرديد. اگر نخواهم از آنها دفاع كنم واقعاَ به آنها حق مي‌دهم كه از دست شما عصباني باشند. مردمي كه اين صحنه را مي‌بينند، اين صحنه را از رئيس‌جمهور خود نمي‌پذيرند.

وي ادامه داد: شما فكر نمي‌كنيد كه هاشمي يا خاتمي در اين مملكت چه كارهايي انجام دادند؟ شما حداقل به عنوان يك شهروند بايد به آنها حق دهيد در جايي كه نمي‌توانند از خود دفاع كنند، در جمع ٥٠ ميليوني كه حداقل امروز مردم اين صحنه را مي‌كنند شما آنها رامتهم و اسم خانواده آنها را نام مي‌بريد.
موسوي گفت: قوه قضائيه در جهان معنايش اين است كه وقتي كسي را محكوم مي‌كند، به معناي اين است كه بقيه ملت بري هستند. اين يك اصل اسلامي است.

وي با بيان اينكه شما از ابتداي كار خود اعلام كرده‌ايد كه در كشور هزاران مفسد وجود دارد كه پرونده آنها را باز و نامشان را اعلام خواهيد كرد، گفت:‌ رئيس بانك پارسيان را اينگونه لجن‌‌مال كرديد و بعد آن رامشاور خود كرديد. اينها گناه دارند و ما مسلمان هستيم و نمي‌توانيم همينطور نام افراد را اعلام و متهم كنيم.

وي درواكنش به ادعاي احمدي‌نژاد مبني بر واگذاري زمين‌هاي هكتاري گفت: اين كار غلطي است، چه ربطي به من دارد؟ شما اعلام مي‌كنيد كه چرا آنها از من حمايت مي‌كنند. من اعلام كرده‌ام هر شهروند يك ستاد. مثل بعضي دوستان كه بنرهايشان سطح جهان را پوشانده و از تمام امكانات و ادارات دولتي، وزارت كشور و صدا و سيما استفاده مي‌كنند، من استفاده نكردم. ما در آنجا را به روي هسته بسيار سالمي باز كرده‌ايم كه يك نفر هم نمي‌تواند در مورد آن هسته حرف بزند، چرا كه افراد بسيار وارسته، معتقد و مؤمن وجود دارند كه اگر موردي در آنجا بود، به دليل روحيه‌تان نام آنها را برده و آنها را محكوم مي‌كرديد.

موسوي با بيان اينكه هر كسي از ما حمايت ‌كند، از آن استقبال مي كنيم، ادامه داد: دليلي بر عدم استقبال وجود ندارد، ما از همه ملت استقبال مي‌كنيم كه از من حمايت كنند تا رأي بالا بياوريم و تغيير ايجاد كنيم.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در واكنش به اقدام احمدي‌نژاد مبني بر نشان دادن مدرك تحصيلي دكتر زهرا رهنورد گفت: ايشان عكس خانم بنده را مي‌گيرد كه اين كار را كرده است، اين كار را كرده. ايشان مهم‌ترين روشنفكر زن اين كشور است و ١٠سال براي دكتراي علوم سياسي زحمت كشيده كه مدارك و اسناد آن موجود است اما سايت‌هاي مرتبط با شما عليه وي جوسازي كردند. افتخارش اين است كه هم فوق‌ليسانس رشته هنر و هم ‌فوق‌ليسانس و دكتراي علوم سياسي دارد.

موسوي تصريح كرد: يكي از مشكلات كنوني كشور اين است كه معاون اجرايي رئيس‌جمهور به جاي اينكه مشغول حل مشكلات مردم باشد، مشغول رفتن و سر كشيدن به اين پرونده و آن پرونده و از اين مكان تا آن مكان است تا پرونده‌اي ساخته و به درد امشب بخورد و ما را اذيت كند.

وي با بيان اينكه آمده‌ام تا اين روحيه را عوض كنم، گفت: اين موضوع برخلاف فرمان هشت ماده‌اي امام است و اين حالت پرونده‌سازي و سياه كردن پرونده‌ها را محكوم مي‌كنم.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم با اشاره به سخنان احمدي‌نژاد مبني بر اينكه ستاره‌دار شدن دانشجويان مربوط به زمان معين است، گفت: به ستاره‌‌دار كردن دانشجويان در زمان وزارت معين كاري نداريم اما فكر نمي‌كنم در آن موقع اين‌گونه دانشجويان دستگير و كتك زده مي‌شدند.

احمدي‌نژاد در واكنش به اين سخنان ميرحسين گفت كه اين چه حرفي است كه مي‌زنيد كه موسوي پاسخ داد: شما نبايد در وقت من دخالت كنيد. ما مي‌خواهيم عادلانه برخورد كنيم. بنده ٤ سال در مورد شما صحبت نكردم. وقتي از نظر وظيفه، كارد به استخوانم رسيد و ديدم كه شما كشور را به خطر مي‌اندازيد، وارد عرصه شدم.

وي ادامه داد: بنده در برنامه‌هاي آينده مسائل اقتصادي را مطرح مي‌كنم كه شما با چه روشي كشور را اداره مي‌كنيد. همان انحلال شوراي پول واعتبار عملاَ بانك‌ها را به حياط خلوت شما تبديل كرده است.

موسوي اينگونه سياست‌ها را سياست دوران قجري عنوان كرد و گفت: ميرزا آقاسي دست خود را به خزانه مي‌كرد و آن را به اين و آن اختصاص مي‌داد. شوراي پول و اعتبار براي اين است كه من و شما را محدود كند. سازمان مديريت و برنامه‌ريزي براي اين است كه اجازه ندهد شما هر كاري خواستيد بكنيد.

وي مديريت هيجاني، بي‌ثبات، نمايشي، شعاري و خرافه‌گرايي را از سياست‌هاي مديريتي دولت نهم عنوان كرد و گفت: بنده ٤ سال است كه مي‌شنوم اسرائيل، فرانسه و آمريكا در حال فروپاشي است. بر اساس همين سياست خارجي را تدوين مي‌كنيم كه بي‌شك به بيراهه مي‌رويم.

موسوي يكي ديگر از سياست‌هاي مديريت اين دولت را خودمحوري و قانون‌گريزي عنوان كرد و گفت: اگر انسان خودمحور نباشد قانون‌گريزي نمي‌كند و از راه قانوني مشكلات را حل مي‌كند. بنده اعتقاد دارم خسارت‌هايي كه در اين ٤ سال ديده‌ايم خسارت‌هاي بسيار سنگيني است كه همه اينها توجيه‌گر حضور من هستند.

اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري دوره دهم در پايان سخنان خود مردم را به عميق‌بودن و بازگشت به ارزش‌ها دعوت كرد وگفت: مردم را خوار كردن، با يك نامه آنها را به دنبال ماشين خود كشيدن، روش كار نيست و بايد براي مردم توليد و كار ايجاد كنيم وصنعت خود را تقويت كنيم نه اينكه برنج باسماتي، رشت را فراگيرد. ما بايد حداقل عرق ايراني داشته باشيم كه بگوييم تحقير‌آميز است كه صنعت كشاورزي و فرهنگ‌ ما در كنار اين همه نابساماني‌ها قرار گيرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 13:12  توسط مهدي خالصي  | 

مصبا ح يزدي كجاست؟

 

مصباح‌يزدي كجاست؟

جمهوريت : چهار سال پيش در چنين روزهايي يك چهره روحاني با افكار خاص شهر به شهر و چهره به چهره براي محمود احمدي‌نژاد تبليغ مي‌كرد و او را خالق دولت اسلامي معرفي مي‌كرد. اين چهره كسي نبود جز محمدتقي مصباح‌يزدي.
مصباح‌يزدي بر خودروي پيكاني سوار مي‌شد كه بر شيشه جلو و عقب يك پوستر انتخاباتي با عكس محمود احمدي‌نژاد و شعار دولت كريمه و بازگشت دولت به مردم نصب شده بود. بسياري معتقدند كه محمدتقي مصباح‌يزدي ايدئولوگ دولت نهم به شمار مي‌رود و او بود كه برخي از مفاهيم و اصطلاحات را از جمله بحث مبارزه با مافيا، ايجاد عدالت و... را در سرلوحه كارهاي احمدي‌نژاد قرار داد. هرچند تعابير و تعاريفي كه مصباح‌يزدي درباره مبارزه با مافيا و فساد در نظر داشت و بعدها از سوي محمود احمدي‌نژاد و در قامت رئيس‌جمهوري ايران پيگيري شد، با آنچه كه افكار عمومي از اين بحث استنباط مي‌كرد نه، تفاوت ماهوي داشت. چرا كه از ديدگاه احمدي‌نژاد و ايدئولوگ‌هايش مبارزه با فساد و مافيا يعني حذف نهادهاي مديريتي، كارشناسي و كنار گذاشتن نخبگاني كه براي پرورش آنان دست‌كم ٣٠ سال هزينه‌هاي گزافي صرف شده بود. اما محمود احمدي‌نژاد به يكباره و با عنوان شعار مبارزه با مافيا دست‌كم ١٠ هزار كارشناس و نخبه كشور را از كار بيكار كرد و قريب آنان كه از اساتيد برجسته دانشگاه و بدنه كارشناسي و مديريتي كشور بودند، راه خروج از كشور در پيش گرفتند يا اينكه نزديك چهار سال است كه خانه‌نشين شدند. از همين رو بود كه شعار مبارزه با فساد و ايجاد عدالت كه مصباح‌يزدي آن را تئوريزه كرد و احمدي‌نژاد درصدد اجرايي كردن آن برآمد، با واكنش منفي افكار عمومي ايران روبه‌رو شد و اكنون يكي از عواملي كه به شدت به وجهه احمدي‌نژاد، حاميان و ايدئولوگ‌هايش آسيب رسانده است، حذف هزاران كارشناس، مدير و نخبه كشور و در عوض به كار گماردن كساني است كه سن بسياري از اين تازه گماشتگان به اندازه سال‌هاي تدريس و تحصيل حذف‌شدگان نيست. احمدي‌نژاد اكنون متهم است نظام كارشناسي و تصميم‌گيري كشور را مضمحل كرده است و اداره كشور و نظام بودجه‌ريزي را به دوران قجر بازگردانده است. مسووليت بخشي از اين اتفاقاتي كه طي چهار سال گذشته رخ داده است، به عهده ايدئولوگ‌هايي چون مصباح‌يزدي است. مصباح‌يزدي كه چندين سال سخنران پيش از خطبه‌هاي نمازجمعه تهران بود و سرانجام هم به خاطر برخي تندروي‌ها و اتهامات سنگيني كه حتي بر نظام اسلامي وارد كرد و بانكداري را رباخواري اعلام كرد، تريبونش را از دست داد و راهي قم شد. اما او افكارش را به صورت يك بسته ايدئولوژيك در اختيار جريان تندرو و نوظهوري قرار داد كه اكنون محمود احمدي‌نژاد در راس آن است.
انتظار مي‌رفت كه چهار سال پس از آن ماجرا بار ديگر مصباح‌يزدي به صورت آشكارا و علني وارد عرصه مي‌شد و به دفاع از عملكرد احمدي‌نژاد تشويق او به ادامه راهش مي‌پرداخت. اما ظاهرا تحليلگران جريان ياد شده به اين نتيجه رسيده‌اند كه حضور مستقيم كساني چون مصباح‌يزدي و فاطمه رجبي همسر غلامحسين الهام سخنگوي دولت به صلاح نيست و بهتر است شاگردان مكتب مصباح‌يزدي كار تبليغ احمدي‌نژاد را برعهده بگيرند. اين جريان اكنون يك حزب سياسي به نام نخبگان حوزه و دانشگاه (با افكار راست راديكال) يك مركز گردهمايي با رياست مصباح‌يزدي به نام موسسه امام خميني (اين موسسه مستقيما از دولت بودجه مي‌گيرد) يك نشريه به نام پرتو و يك مركز تحقيقات سياسي به نام موسسه مولانا (حميد مولانا مشاور آمريكايي احمدي‌نژاد رئيس اين موسسه است كه اين موسسه هم از سال گذشته از دولت مستقيما بودجه مي‌گيرد) را در اختيار دارند. همچنين جريان ياد شده تعدادي نماينده در مجلس دارند كه مرتضي آقاتهراني كه حاميان دولت او را معلم اخلاق دولت مي‌خوانند، در راس آنان قرار دارد. همچنين اين جريان پنج الي شش نماينده هم در مجلس خبرگان دارند كه رياست آنان مستقيما به عهده مصباح‌يزدي است. همچنين دولت نهم هم در اختيار اين جريان است كه اكنون تمامي آنان هماهنگي و در اختيار گرفتن ميلياردها تومان از درآمدهاي نفتي درصدد كسب دولت دهم هستند و كار تبليغاتي اين جريان را هم مانند چهار سال پيش نه كساني چون مصباح‌يزدي كه شاگردان مكتب مصباح‌يزدي به عهده گرفته‌اند و آنان اكنون شهر به شهر مي‌گردند و مشغول جمع‌آوري راي براي احمدي‌نژاد هستند و البته كساني چون مصباح‌يزدي هم ترجيح داده‌اند كه از حضور محسوس خود در عرصه انتخابات دهم بكاهند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 0:10  توسط مهدي خالصي  | 

ورزشگاه تختي تبريز لبريز از جمعيت بود



سرنوشت آذربايجان يعني سرنوشت ايران

جمهوريت _ هادي موسوي : ورزشگاه تختي تبريز لبريز از جمعيت بود. شايد اين ورزشگاه تا به حال اين همه جمعيت به خود نديده باشد. دور تا دور سكوها و حتي زمين چمن ورزشگاه از هواداران مشتاق پر شده بود. خيلي از اين جمعيت را زنان آذربايجاني تشكيل مي‌دادند و صداي شعار مردم سراسر حمله باغ شاه تبريز را پر كرده بود. اما اين بار اين شعارها در طرفداري از سرخ يا آبي‌ها نبود كه در ورزشگاه تختي همين اندازه شده بود. امروز دوشنبه ٤ خرداد ورزشگاه تختي تبريز به رنگ سبز درآمده بود و هواداران شعار مي‌دادند «درود بر خاتمي، سلام بر موسوي» سبزقبايان تبريز اين بار براي حمايت از ميرحسين موسوي كانديداي انتخابات دهم، همشهري و همزبانشان در اين ورزشگاه دور هم جمع شده بودند و فرياد شادي سر مي‌دادند.
٦٠ هزار نفري كه براي سخنراني موسوي «هورا» مي‌كشيدند هم‌صدا با هم او را سردار آذربايجان مي‌خواندند و به گويش شيرين آذري مي‌گفتند «آذربايجان غفلت نمي‌كند و فرزندش را تنها نمي‌گذارد.»
شور و شوق و فريادهاي رساي جمعيت نشان از آن داشت كه اكثر آنها جوانان آذربايجاني هستند كه خود را از سراسر شهر تبريز و شهرهاي اطراف به ورزشگاه رسانده تا موسوي را از نزديك ببينند. بانوان تبريزي با افراشتن پرچم‌هاي سبزي كه عكس موسوي بر روي آنها ديده مي‌شد در قسمت شرقي ورزشگاه غوغايي به پا كرده بودند و براي اولين بار جاي خود را در ورزشگاه تختي پر كرده و سهم خود را در اين گردهمايي بزرگ ادا كردند.
معني برخي از شعارها را به سختي مي‌شد فهميد اما چهره پرحرارت و مشتاق جمعيت براي نشان دادن علاقه آنها هم موسوي كافي بود.
پيش از سخنراني موسوي همسر شهيد مهدي باكري راي به موسوي را، دفاع از حيثيت غيرت و عزت ايران دانست. زهرا رهنورد همسر ميرحسين نيز در ميان نم‌نم باران بهاري كه خللي در صفوف مردم ايجاد نكرده بود گفت: من اگرچه فارس هستم اما آذربايجان خانه من است. آذربايجان مثل كوه‌هاي سهند و سبلان سرافراز است، زنده‌باد آذربايجان. رهنورد اينها را به زبان آذري رو به هواداران گفت. سپس موسوي با آن مو و ريش سفيد در ميان همشهريانش ظاهر شد و در ادامه صحبت‌هاي رهنورد گفت: تبريز هميشه در مقابل ديكتاتورها مقاومت كرده است. انقلاب مشروطه، شهيدان و قهرمانان مانند ستارخان، باقرخان و محمد خياباني بر حرف‌هاي من شاهد است. آذربايجان منبع غيرت و عزت است و هميشه در مقابل ظلم و استكبار و تجاوز ايستادگي كرده است.
موسوي رو به درياي سبز و مواج هوادارانش به زبان آذري گفت: من قول مي‌دهم م ماده ١٨ و ١٩ قانون‌اساسي را كه مربوط به اقليت‌هاي قومي و زبانشان است زنده كنم وي افزود امروز ايران و آذربايجان به نقطه حساسي رسيده‌اند. مراسم انتخابات و تصميم شما در سطح ملي تأثيرگذار است. آذربايجان هميشه ثابت كردن از اين آزمون‌ها سربلند بيرون آمده و اينكه رهبر انقلاب آذربايجان را سري براي بدن اين كشور خوانده گواهي بر اين مدعاست.
موسوي گفت: سرنوشت آذربايجان يعني سرنوشت ايران. در طول تاريخ اينگونه بوده و اين جدايي‌ناپذير است. وي ادامه داد: جا دارد به مسائل آذربايجان به شكل ويژه‌اي نگاه كنيم، آذربايجان نه تنها مي‌تواند جايگاه سابق خود را بيابد بلكه نقش سرنوشت‌ساز خود را در مسائل سياسي و اقتصادي در سطح ملي دوباره احيا كند. آذربايجان همسايه اروپاست و از طرفي وصل به كار ملت ٧٠ ميليوني است و اگر به صورت يك فرصت به آن نگاه شود و با برنامه‌ريزي از اين جايگاه استفاده شود عظمت كشور دوچندان مي‌شود، بايد به سمت عقلانيت، قانون و برنامه‌ريزي برويم، با سيب‌زميني پخش كردن به جايي نخواهيم رسيد اما سازمان برنامه‌ريزي و مديريت را از بين برده‌ايم تمام نهادهايي را كه به ما كمك مي‌كند براي آمايش سرزمين از دست داده‌ايم. با نگاه امنيتي و اينكه مردم را قسمت به قسمت و استان به استان كنيم به جايي نمي‌رسيم. وي در پايان اين جمله اضافه از جمعيت خداحافظي كرد. همانطور كه با كسري‌ها توانسته‌اند ما هم در تمام سطوح مي‌توانيم.
صداي تشويق جمعيت هنوز شنيده مي‌شد كه ميرحسين ورزشگاه تختي را به مقصد ديدار با روحانيون ترك كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 0:9  توسط مهدي خالصي  | 

متن نامه مهندس موسوی در اعتراض به عملکرد رسانه ملی

مهندس میرحسین موسوی در اعتراض به عملکرد رسانه ملی خطاب به سران قوه مقننه و قضاییه و همچنین دادستان کل کشور نامه نوشت.
به گزارش ايلنا، متن نامه مهندس موسوی در اعتراض به عملکرد رسانه ملی به این شرح است:
"بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم حضرت آیت‌الله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه
حضور محترم جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
حضور محترم جناب حجت‌الاسلام و المسلمین دری نجف آبادی دادستان کل کشور
با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانه یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمینمان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا می‌کنند.
اهمیت نقش رسانه‌های عمومی در این عرصه خطیر بر کسی پوشیده نیست. مع‌الاسف تاکنون نحوه اطلاع‌رسانی رسانه ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دوره‌های قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صحنه برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بی‌طرفی از سوی بخش‌های خبری خاص و نیز کم‌مایه بودن برنامه‌هایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایده انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسوولانه یکایک شهروندان در تعارض است.
از جنابعالی انتظار می‌رود با توجه به وظیفه قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر اقدام مؤثر مبذول فرمایید.
با احترام
میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 16:32  توسط مهدي خالصي  | 

ميرحسين موسوي درجمع دانشجويان دانشگاه زنجان




فرهنگ، دستوری و آمرانه نیست

ميرحسين موسوي درجمع دانشجويان دانشگاه زنجان با تاكيد بر اينكه عرصه‌ اقتصاد، سياست و فرهنگ جدا از هم نيستند، تاكيد كرد كه براي حل مشكلات عرصه فرهنگ بايد «دولت فرهنگي» داشته باشيم، نه «فرهنگ دولتي» و گفت:« فرهنگ دستوري و آمرانه نيست. وظيفه‌ دولت، بسترسازي و باز كردن فضايي است كه همه در آن بتوانند آزادانه فعاليت كنند.»

به گزارش ايسنا، ميرحسين موسوي همچنين در سخنان خود به پرسشي درباره مسائل مربوط به زبان آذري اينگونه پاسخ داد:« زبان حافظ ارزش‌ها و اسطوره‌ها و پديده‌ا‌ي زنده است كه نمي‌توان با آن آمرانه برخورد كرد. زبان تركي نيز زباني زنده است با ادبياتي وسيع است. من اعتقاد دارم بايد اصول قانون اساسي درباره‌ زبان‌ها و اقوام مختلف كشور به خوبي اجرا شود.»

موسوي گفت:« هيچ تحقيري در خواندن، نوشتن و آموزش متون تركي احساس نمي‌كنم و از آن لذت هم مي‌برم. ويژگي ما آذربايجاني‌ها اين است كه هر وقت كشور در خطري قرار گرفته، پيش از همه براي دفاع آماده شده كشور را حفظ كرده‌ايم. دغدغه و دلسوزي آذربايجاني‌ها براي كل كشور است.»

موسوي درباره برخي مشكلاتي حقوقي مربوط به زنان نيز تاكيد كرد كه هر گونه اصلاح در اين زمينه نيز بايد ازطريق قانوني صورت گيرد و گفت:« من مخالف هر نوع تبعيض درباره زنان هستم و لوايحي را در اين زمينه مطابق اختيارات به مجلس مي‌برم.

موسوي در ادامه سخنان خود به برخي مشكلات مربوط به دانشجويان اشاره كرد و با تاكيد براينكه بايد «نگاه امنيتي» نسبت به دانشگاه و دانشجو تغيير كند گفت كه از نظر او دانشگاه بايد مستقل باشد و نبايد دانشجوي ستاره‌دار يا استاد بازنشسته به دلايل سياسي داشته باشيم.

نخست وزير دوران دفاع مقدس در ادامه به پرسش يكي از دانشجويان منتقد خود كه او را مسوول انقلاب فرهنگي مي‌خواند،اينگونه پاسخ گفت:« زمان انقلاب فرهنگي من مسووليتي نداشتم و هنوز نخست وزير نشده بودم.انقلاب فرهنگي درفضاي خاص اول انقلاب به فرمان حضرت امام (ره) و ازسوي جمعي از دانشجويان انجام شد و برخي افراد نظير باهنر، شمس آل احمد و سروش و... براساس فرمان امام (ره) در كار شركت داشتند. متاسفانه سوال شما مستند نيست درحالي كه قراراست سوال يك دانشجوي فرهيخته و تحصيل‌كرده، دقيق باشد. نبايد مسائل مختلف را با هم بياميزيم و از آن براي مخدوش كردن تاريخ وسيله بسازيم.»

ميرحسين موسوي درپاسخ به سوال ديگري درباره «نشست و برخاستش» با جبهه ملي‌ها، به پرسش كننده‌اش كه پيراهن مشكي هم پوشيده بود، گفت:« نشست و برخاست من با جبهه ملي دروغ محض است، شما اينجا يك دروغ روشن را مطرح كرديد.به شما مي‌گويم امروز لباس قرمز بپوش! اما دروغ نگو.»

در ادامه يكي ديگر از دانشجويان منتقد موسوي از او درباره استعفايش‌پرسيد كه موسوي با بيان اينكه« در يزد هم همين سوال را پرسيدند، ظاهرا سوالات اين دوستان همه جا مي‌چرخد» اظهارداشت:« بارها اين را از من پرسيده‌اند، دليل طرح اين پرسش‌ها اين است كه القا كنند من در شرايطي حساس استعفا كرده‌ام و ممكن است باز هم اين كار را انجام دهم. اينها مي‌خواهند من وارد صحنه نشوم. من در سخت‌ترين دوران انقلاب افتخار خدمتگزاري داشتم و يك بار هم استعفا دادم. زماني به اين نتيجه رسيدم كه نمي‌توانم وظايف قانوني‌ام را كامل انجام دهم و استعفا دادم، حضرت امام (ره) نيز موافقت نكردند و وقتي هم كه سر كار برگشتم، امام (ره) تا آخرين لحظه عمر مباركشان از دولت حمايت كردند.»

موسوي با طرح اين پرسش از دانشجوي سوال كنند كه« آيا اين‌كه بخشي از مسائل را بگوييد و بخشي ديگر را نگوييد از تقواي اسلامي دور نيست؟» ادامه داد:« كمي به نوشته‌هاي حضرت امام (ره) رجوع كنيد تا با انديشه‌هاي ايشان بيشتر آشنا شويد.در يزد هم گفتند در دوران نخست وزيري‌ من دردانشگاه‌ها بين دختران و پسران ديوار كشيده‌ام! توضيح دادم يكي از گروه‌ها آن زمان در يك دانشگاه اين كار را كرده بود كه امام (ره) هنگامي كه مطلع شدند به شدت برخورد كردند.اين مسائل را مطرح مي‌كنم تا به امام (ره) ظلم نشود، امامي كه شما مطرح مي‌كنيد شباهتي با آن امامي كه مي‌شناختيم و دوستدار انديشه‌هايش بوديم، ندارد.»

ميرحسين موسوي همچنين درباره پلاكاردي كه روي آن نوشته شده بود« نخست وزيرامام يا هاشمي رفسنجاني؟» با بيان اينكه مفهوم اين جمله را متوجه نمي‌شود،گفت: « افتخار داشتم كه امام (ره) از دولتم حمايت مي‌كردند، در آن دوران رييس‌جمهور وقت نخست‌وزير را به مجلس معرفي مي‌كردند و مجلس هم راي اعتماد مي‌داد، من هم فرزند امام (ره)، هم فرزند رييس‌جمهور و هم مجلس آن زمان هستم. درمورد آقاي هاشمي رفسنجاني هم من به ايشان احترام مي‌گذاشتم و مي‌گذارم.»

يكي از دانشجويان منتقد موسوي درادامه به برگزاري اين جلسه در زمان رحلت آيت‌الله بهجت معترض شد، موسوي پاسخ گفت:« آيت‌الله بهجت از علما و مراجع بزرگ تقليد بودند كه جا دارد ازايشان ياد كنيم. ولي بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه هركدام از اين ايام وسيله‌اي براي رساندن آگاهي مي‌شوند. خود حضرت رسول اكرم (ص) هم در ايام حج و روز عرفه با اعزام اميرالمومنين به جمع مسلمانان به طرح مباحث آگاهي ساز و معرفتي مي‌پرداختند.شما نمي‌توانيد دانشجويان را متهم كنيد كه چرا در اين روز درباره سرنوشت خود بحث مي‌كنيد.»

نخست وزير دوران دفاع مقدس درادامه بسيج را در دوران دفاع مقدس مظهر عظمت‌ و فداكاري دانست و تاكيد كرد كه بسيج براي حفظ منزلتش بايد فراتر از جناح‌ها حركت كند و همانگونه كه رهبر معظم انقلاب فرمودند، راي آنها آشكار نباشد و از كسي حمايت نكند.

ميرحسين موسوي در بخش ديگري از سخنانش از برخي سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم مانند سياست‌هاي وارداتي و افزايش بي‌رويه نقدينگي و تورم انتقاد كرد.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخناني همچنين تاكيد كرد كه اجزاي سياست خارجي بايد منظومه‌ا‌ي به هم پيوسته باشد و ادامه داد:« مشكل اين است كه سياست ثابت معطوف به منافع حياتي كشور درمنطقه نداريم و منافع خود را درهياهوها كه عمدتا مصرف داخلي دارند فراموش كرده‌ايم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 16:17  توسط مهدي خالصي  | 

نگاهی به شعارهای احساسی و پوپولیستی




شعارها سخن می گوید

جمهوریت: نگاهی به شعارهای احساسی و پوپولیستی این روزهای برخی کاندیداها نشانگر آن است که چنین کاندیداهایی عزم خود را جزم کرده اند تا با هر وسیله یی ولو سردادن شعارهای عوام گرایانه راه خود را برای رسیدن به ساختمان ریاست جمهوری هموار کنند.

در این میان آنچه جالب به نظر می رسد باز هم سردادن شعارهای نفتی از سوی احمدی نژاد است. او که چهار سال پیش قول داد که اگر رئیس جمهور ایران شود، مافیای نفتی را نابود می کند و پول نفت را سر سفره های مردم می آورد.

اکنون حدود چهار سال از آن روزها می گذرد اما نه مافیای نفتی به مردم معرفی شد و نه تنها اثری هم از پول نفت سر سفره های مردم دیده نشد، بلکه احمدی نژاد به صراحت اعلام کرده است که آوردن پول نفت سر سفره های مردم شعار او نبود!

اما با این وجود، احمدی نژاد آن شعارها و این تکذیب ها را نادیده گرفته است و بار دیگر شعار نفتی سرداده است که اگر دوباره رئیس جمهور شود، سودنفت را بین تمام ایرانیان تقسیم خواهد کرد. هنوز سرانجام انتخابات ریاست جمهوری ایران معلوم نیست ولی به همان نسبت هم معلوم نیست که اگر احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود، آیا این بار هم شعار تقسیم سود نفت بین تمام ایرانیان را تکذیب خواهد کرد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 16:11  توسط مهدي خالصي  | 

موسوی در دیار خاتمی:از وضعیت فعلی خسته شده‌ایم

 
موسوی در دیار خاتمی:
از وضعیت فعلی خسته شده‌ایم

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به شعار مبارزه با فساد گفت: دولتی که چهار سال شعار مبارزه با فساد را سرداده است، هنوز نتوانسته یک نفر از افرادی که مدعی فساد هستند را به دادگاه تحویل دهد.
به گزارش خبرنگار اعزامی ایلنا، میرحسین موسوی در حالی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد یزد حضور يافت که این دانشجویان ساعت‌ها قبل از حضور موسوی در سالن ورزشی این دانشگاه حضور به هم رسانده بودند و با در دست داشتن تصاویری از دکتر شریعتی، خاتمی و میرحسین موسوی، از نخست وزیر دوران دفاع مقدس استقبال کردند.
میرحسین موسوی در ابتدای سخنان خود از یزد به عنوان شهری قدیمی و با معماری استثنایی در جهان و همچنین متدین واخلاق مدار یاد کرد و گفت: من بسیار خوشحال هستم که در شهر محمدخاتمی حضور دارم.
وی با تسلیت رحلت حضرت آیت الله بهجت ایشان را یکی از اولیای خدا دانست و گفت: حضرت آیت الله بهجت (ره) تنها یک مجتهد ساده نبودند و ایشان با اولیاءالله محشور خواهد شد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با گرامیداشت یادوخاطره شهید صدوقی و همچنین حضرت آیت الله روح الله خاتمی نقش این دو روحانی جلیل القدر را در دوران دفاع مقدس بسیار ممتاز و ارزشمند توصیف کرد و گفت: امروز شرایط ویژه ای بر کشور حکمفرماست و انتخابات فرصتی را فراهم می‌آورد که مردم به مسایل سیاسی حساسیت بیشتری نشان بدهند و فرصت کنند فارغ از زندگی روزمره نسبت به گذشته و آینده با دید نقد بنگرند.
وی ادامه داد: انتخابات فضای ویژه را در کشور بوجود می‌آورد که در حین حفظ استقلال به فکر کرامت انسانی که مهمترین تجلی آن در انتخابات حضور پیدا می‌کنند، باشیم و ما باید این لحظات را پاس بداریم.
موسوی مقطع فعلی را لحظات حساسی برای کشور توصیف کرد و با انتقاد از رسانه ملی، گفت: رسانه ملی به طور کامل به وظایف خود عمل نمی‌کند و دست ما از رسانه حتی در حداقل‌ها کوتاه است.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه ستاد انتخابیه‌اش هنوز نتوانسته برنامه‌های انتخابات را از صداوسیما بگیرد تا به گفته وی معلوم شود در روزهای باقی مانده از انتخابات، کاندیداها در چه وضعیتی به سر می‌برند، اظهار داشت: در انتخابات قبلی صداوسیما فعالیت‌های تبلیغاتی خود را از بهمن ماه شروع می‌کرد ولی اکنون این رویه بر صداوسیما حاکم نیست و حتی طبق اطلاعات ما در روزهای تعطیل خردادماه هیچ گونه تبیلغاتی از صداوسیما پخش نخواهد شد و این وظیفه تک تک شما را برای رساندن پیام‌های بزرگ سنگین می‌کند و شما باید این پیام‌ها به یکدیگر برسانید.
در ادامه برنامه جمعی از فعالان دانشجویی به طرح پرسش‌های خود از میرحسین موسوی پرداختند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در واکنش به پرسش‌های دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل یزد که از وی در خصوص مبارزه با فساد و نیز اطرافیان وی که به گفته این دانشجو سابقه خوبی در مبارزه با فساد ندارند و نیز رابطه موسوی با نهضت آزادی پرسید، گفت: بنده با شعار حمایت از حقوق مستضعفان به صحنه آمدم و حقوق مستضعفان را در گرو یک اقتصاد پویا و در کنار عدالت می‌دانم. باید ضمن تشویق سرمایه گذاری قوی و حمایت از تولید ملی با فرودستان جامعه نشست و برخاست کرد و به فکر وضعیت آنها بود و وضعیت آنها را به سطح مطلوب رساند.
وی با بیان اینکه منتی نباید بر مستضعفان باشد ، اظهار داشت: همانگونه که امام فرمودند مستضعفان ولی نعمتان کشور هستند و نظام اخلاقی جامعه ما متاثر از این افراد است.
موسوی با تاکید بر اینکه اطرافیان من در ستاد انتخاباتی قویا به شعار مبارزه با فساد معتقد هستند، گفت: در عین حال من مستقل به صحنه انتخابات آمدم و دست خود را به سوی هر گروه و شخصی که خواهان تغییر وضعیت موجود است دراز می‌کنم و از کمک همه گروه‌ها و حمایت همه طیف‌ها استقبال می‌کنم ولی معنای استقبال به معنای این همانی من و آنها نیست.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه امروز کشور در خطر است، اظهار داشت: ما از وضعیت فعلی خسته شده‌ایم ، ما از قانون گریزی دولت خسته شده‌ایم ، ما از ضدیت با پیشرفت و توسعه خسته شده‌ایم.
وی خاطرنشان کرد: تورم ٢٥ درصد یعنی کوچک شدن سفره ضعیفان، و مردم از این گرانی‌ها دادشان درآمده است.
موسوی همچنین در خصوص رابطه‌اش با نهضت آزادی با بیان اینکه این سوال هیچگاه رهایمان نمی‌کند، گفت: نهضت آزادی یک حزب معروف قبل از انقلاب اسلامی بود و هر چه شما در این خصوص سوال کنید من بیشتر توضیح می‌دهم واین به ضرر برخی افراد است.
وی با ذکر خاطره‌ای از دوران اوایل انقلاب گفت: روزی شهید بهشتی افرادی را که از جمله در آن‌ها ٤ نفر از اعضای نهضت آزادی بودند وهمچنین این جانب را به دفتر خود دعوت کرد و آن زمان بحث تشکیل حزب، حزب الله بود و بعد به حزب جمهوری اسلامی تغییر نام داد و ایشان (آیت الله بهشتی) پیش نویس این حزب را به آن جمع که از افراد نهضت آزادی درآن حضور داشتند، داد و به آنها گفت "شاید الان شما نتوانید مردم را بسیج کنید ولی ما از شما دعوت می‌کنیم که بیایید یک حزب واحد تشکیل دهیم".
موسوی ادامه داد: در آن زمان همه نیروها در کنار هم همکاری داشتند و در دولت موقت نیز مرحوم بازرگان حضور چشمگیری داشت اما وقتی انقلاب شکل گرفت و نظام پیروز شد.در کشور اختلافاتی پیش آمد حول مساله قانون اساسی، ولایت فقیه و مساله جنگ. و صف بندی‌های در این خصوص شکل گرفت و هیچ کدام از این مسایل دلیل نمی‌شود که شما این جمله را از دهان من بکشید که نهضت آزادی را به عنوان شهروندان نظام قبول نداشته باشم و شما ١٠٠ بار هم از من بپرسید همین نکته را می‌گویم که در عین حال من با آنها اختلاف دارم ولی جزو شهروندان جمهوری اسلامی هستند و بنده نمی‌توانم از آنچه كه به آن باور دارم تحت عنوان مصلحت طلبی هرچند برای جلب آرای مردم، صرف نظر کنم و من هیچ وقت چنین شخصیتی نبودم و نخواهم بود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به دانشجو سوال کننده گفت: اگر شما مفهوم حقوق شهروندی را مطالعه کنید خواهید دید که نه تنها نهضت آزادی بلکه هر کسی در چارچوب قانون فعالیت کند جزو شهروندان کشور محسوب می‌شود.
موسوی همچنین در خصوص تهمت به اطرافیان وی نیز گفت: بحث تهمت به افرادی که نمی‌توان از طرف آنها سخت گفت درست نیست ولی سوال من این است چطور دولتی که ٤ سال مبارزه با فساد سر می‌دهد نمی‌تواند یک نفر ازاینها را تحویل دادگاه بدهد.
وی تصریح کرد: وقتی در کشور قوه قضاییه است و بزرگترین کارش این است که وقتی فسادی مطرح شود افراد را محاکمه کند معنایش این است که مردم دیگر از گناه واتهام مبرا هستند و هر روز یک ننگی چسباندن ومبارزه با فساد سر دادن و افراد را متهم کردن بدون آنکه بتوانیم این اتهام را ثابت کنیم تجاوز به حقوق مردم است و این جرم است و بنده در دولت آینده جزو لوایحی که به دنبال آن خواهم بود این است که یک نوع محدودیتی برای قدرت تهمت زنی دولت به اقشار مختلف مردم تهیه خواهم کرد.
موسوی با بیان اینکه شعار مبارزه با فساد سردادن راحت است ولی عمل به آن سخت است، از برخی اقدامات دولت از جمله پخش سیب زمینی انتقاد کرد كه در این هنگام دانشجویان شعار دولت سیب زمینی نمی‌خواهیم را سردادند.
در ادامه برنامه یکی از دانشجویان دختر در خصوص جایگاه اجرایی و واقعی زنان در دولت آینده میرحسین موسوی پرسید که نخست وزیر دوران دفاع مقدس پاسخ داد : جایگاه زنان در جامعه یکی ازدغدغه‌های اصلی من است و بنده از اول زندگی‌ام این گونه بار آمدم که مقوله‌ای را وعده می‌دهم به آن عمل خواهم کرد واگر مردم حافظه خوبی نداشته باشند که البته دارند ولی ما آدم های مذهبی هستیم وخدایی نیز وجود دارد و نباید به بندگان خدا دروغ گفت.
موسوی با بیان اینکه از زنان در کابینه خود استفاده خواهم کرد، گفت: بخشی از عملکرد در جهت رفع تبعیض علیه زنان برعهده دولت است و من این کار را انجام خواهم داد و باید سطح اشتغال دختران و زنان را در جامعه فراهم کرد.
در این قسمت برنامه زهرا رهنورد که به همراه میرحسین موسوی در این سفر همراه اوست در واکنش به این سوال نیز گفت: مشکلات زنان و رفع آن یک پروژه بزرگ است که یک عزم ملی را نیاز دارد وموانع رفع تبعیض از زنان باید از میان برداشته شود و همچنین باید تیم‌های خوبی در این زمینه تشكيل شود که خودزنان هم باید در این زمینه پیشگام شوند.
در ادامه مراسم یکی از فعالان دانشجویی دانشگاه یزد با طرح پرسش‌هایی مبنی بر اینکه آیا در دولت آینده شما دانشجوی ستاره دار خواهیم داشت ؟ و آیا تجمعات دانشجویی اقدام علیه امنیت ملی شناخته خواهد شد و نیز نشریات کشور به صورت فله‌ای تعطیل خواهد شد، پاسخ داد: من معتقد به نگاه امنیتی به جوانان و دانشجویان نیستم و این نوع نگاه به ضرر کشور و آینده جامعه محسوب می‌شود.
وی تاکید کرد: من مخالف ستاره دار کردن دانشجویان هستم و در صورت انتخاب این مساله را از دانشگاه‌ها حذف خواهم کرد. من مخالف این هستم که به هر بهانه‌ای افرادی را از نظام جدا کنند و من قطعا به آزادی بیان اعتقاد دارم و آن را جزو لاینفک جمهوری اسلامی و قانون اساسی می‌دانم.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در پایان با انتقاد از توقیف یاس نو گفت: من توقیف این روزنامه را محکوم می کنم و آن را جزو بستن فله‌ای مطبوعات می‌دانم. باید جامعه‌ای داشته باشیم که در آن آزادی بیان و آزادی مطبوعات وجود داشته باشد.
گفتنی است پیش از سخنان میرحسین موسوی زهرارهنود نیز طی سخنانی با بیان اینکه امروز برای من روز باشکوهی است چون در جمع دانشجویان هستم، از نقش آیت الله روح الله خاتمی و شهید صدوقی در پیروزی انقلاب یاد کرد و گفت: کاش امروز محمد خاتمی هم در کنار ما بود.
وی تاکید کرد: باید آزادی بیان ، قلم و اندیشه برای همه ملت ایران یک افتخار محسوب شود وزندانی سیاسی از زندان‌ها ازاد شوند.
شایان ذکر است دانشجویان بارها با شعار ”یار امام و خاتمی به شهر ما خوش آمدی“ از نخست وزیر دفاع مقدس حمایت کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 12:51  توسط مهدي خالصي  | 

پيام تسليت درگذشت آيت الله العظمي بهجت از سوي مهندس موسوي

  پيام تسليت درگذشت آيت الله العظمي بهجت از سوي مهندس موسوي
مهندس مير حسين موسوي با صدور اطلاعيه اي ضايعه درگذشت عالم رباني حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد تقي بهجت را به خاندان معظم ايشان و تمامي شيعيان تسليت گفت. 

به گزارش کلمه متن كامل اين اطلاعيه بدين شرح است : 

خبر درگذشت عالم رباني مرحوم آيت الله العظمي آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (طاب ثراه) موجب تالم و تاثر شد. 

عمري تلاش بي‌وقفه در مسير بازشناختن و بازشناساندن اسلام ناب از اين شخصيت عظيم الشان اسوه‌اي براي عالمان ديني ساخته بود و مقامات عرفاني اين دوستدار خاندان رسالت زبانزد خاص و عام بود. قريب يك قرن زندگي پربار او مشحون از حشر نشر با بزرگاني بود كه هركدام مردان قرون و هزاره‌ها تلقي مي‌شدند، به صورتي كه درچهره‌اش مي‌شد تاريخ معاصر فقه و عرفان اصيل شيعي را بازشناسي كرد. 

ضايعه درگذشت اين عالم عامل و مرجع بزرگ را به خاندان معظم ايشان و تمامي شيعيان و مسلمانان جهان تسليت عرض مي‌‌كنم. 

ميرحسين موسوي
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 0:52  توسط مهدي خالصي  | 

تصمیمات سیاسی و اقتصادی این دولت مبتنی بر منافع ملی و حس ایرانی بودن نیست


نباید می گذاشتیم باغ های چای از بین برود باغ های دیگران را آباد کردیم ولی باغ های خودمان ویران شد

جمهوریت- بابک مهدی زاده: ده هزار نفر به رنگ سبز در داخل و خارج سالن تختی گردهم آمده بودند تا سخنان مهندس موسوی بشنوند. مهندس موسوی درباره مشکلات اقتصادی فعلی کشور گفت: یکی از مسائل عمده ای که با تمام جهان در آن مشترک هستیم مساله اقتصاد است. اگر اقتصاد ضعیف باشد وضعیت دفاعی ضعیف ، مردم ضعیف ، فحشا زیاد و اعتیاد هم زیاد می شود. ما موقعی می توانیم عظمت داشته باشیم که هویت ملی از بین نرود. برنج ایرانی در انبارها می پوسد و برنج های پاکستانی و هندی وارد کشور می شود. گیلان هم بخشی از ایران است. اگر به این ارتباط اعتقاد داشتیم نباید می گذاشتیم باغ های چای از بین برود. ما باغ های دیگران را آباد کردیم و باغ های خود را ویران. سرمان به مسایل دیگر گرم است و اجازه می دهیم پرتقال چینی با مارک اسرائیل وارد مملکت شود.

مهندس موسوی همچنین از دولت انتقاد کرده و خطاب به دولت عنوان کرد: اگر شما دلسوز بودید نمی گذاشتید کشاورزی گیلان اینگونه در عذاب باشد. دولتمردان می گویند می خواهیم دنیا را مدیریت کنیم. آیا با این مدیران ضعیف و آلوده می خواهند چنین کاری بکنند.

وی گفت: ما باید سیاست خارجی مان را در راستای منافع خودمان در نظر بگیریم و نباید برویم در حیات خلوت آن سر دنیا که آمریکای لاتین باشد بازی کنیم ، آن وقت آسیای میانه و قفقاز که مهد تمدن ایران بوده و اشتراکات فرهنگی زیادی با آن را داریم غافل بشویم. کاملا مشخص است که تصمیمات سیاسی و اقتصادی این دولت مبتنی بر منافع ملی و حس ایرانی بودن نیست و تنها خواسته زودگذر به جهت ماجراجویی ها و رای آوری های چند روزه است و ربطی به منافع ملی ما ندارد.
کاندیدای اصلاح طلبان افزود: وقتی چنین وضع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی داشته باشیم جوانان که مهم ترین دغدغه آن ها بعد از فارغ التحصیلی پیدا کردن شغل است با مشکل مواجه می شوند و دچار ناهنجاری های اجتماعی مثل اعتیاد و فساد می شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 0:47  توسط مهدي خالصي  | 

من اصلاح طلب هستم


ملی مذهبی ها را قبول دارم

جمهوریت- بابک مهدیزاده: سالن مطهری دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان ساعت ها پیش از ورود مهندس میرحسین موسوی پر شده بود و مسئولین دانشگاه درها را بسته بودند و هزاران نفر به سالن سلف سرویس رفتند تا سخنرانی مهندس موسوی را از طریق تلویزیون بزرگ ال سی دی ببینند.

این بار میرحسین موسوی با صراحت بیشتر از گذشته سخن گفت و بر اصلاح طلب بودنش تاکید کرد و اصولگرایی اش را اینچنین معنا کرد: اصولگرایی یعنی اعتقاد به اصول انقلاب که استقلال، آزادی و جمهوریت باشد.

اعتراض به توقیف یاس نو و عملکرد صداوسیما

اما ابتدای سخنان کاندیدای اصلاح طلبان با اعتراض به توقیف روزنامه یاس نو شروع شد : چطور می شود یک روزنامه بعد از یک روز انتشار توقیف شود آن هم در آستانه انتخابات. یاس نو تنها روزنامه ای بود که طرفدار بنده بود اما آن را تحمل نکردند و توقیفش کردند.

وی صدا و سیما را نیز از انتقادات خود بی نصیب نگذاشت: صدا وسیما فضای انتخاباتی را بسیار سرد کرده و یک مشت برنامه ی بی محتوا و پوچ تحت عنوان برنامه انتخاباتی برای مردم پخش می نماید و با این کار درک و فهم مردم را می خواهد زیر سوال ببرد. به خاطر این مسایل مجبور شدم به علت عدم دسترسی به رسانه ملی زبان به شکایت بگشایم. وقتی برای سخنرانی به شهری می رویم باید چند روز برای گرفتن یک سالن مذاکره کنیم و در نهایت هم مجبور می شویم در خیابان سخنرانی کنیم. در شان ملت ما نیست که چنین رفتارهایی با آن ها بشود. مگر قرار است در مسابقه انتخابات فقط یک نفر شرکت کند؟ اگر چنین قراری است اعلام کنید که دیگر این همه هزینه برای برگزاری انتخابات نشود. اما ما نباید مایوس شویم و باید پیام خود را سینه به سینه منتقل کرده و موج بیافرینیم.

من اصلاح طلب هستم

در مراسم پرسش و پاسخ اولین سوال کننده نماینده بسیج دانشجویی بود و مهندس موسوی دلیل این کار را احترام به مخالف توصیف کرد. کاندیدای اصلاح طلبان اما پاسخ بسیار مناسبی هم به سوال نماینده بسیج داشت که پرسیده بود:« شما که خود را اصلاح طلب اصولگرا می دانید چه نسبتی با اصلاح طلبان افراطی و اصولگرایان قدرت طلب که جدیدا وارد عرصه سیاست شدند دارید؟ امام لیبرال ها ، ملی مذهبی و نهضت آزادی و متحجرین را طرد می کردند و مرز خودی و غیرخودی داشتند. شما که خود را در راه امام و انقلاب می دانید چه نظری نسبت به این جریانات دارید؟»

مهندس موسوی گفت: دوستان توجه کنند نسبت من با اصلاح طلبان ، نسبتی است همراه با یکسری اصول. همین که عضو بسیج، اصلاح طلبان را به عنوان نیروهای درون نظام فبول کرده جای شکر است و من هم معتقدم که اصلاح طلبان نظام و انقلاب و اسلام را قبول دارند. آن هایی که بیرون از ساختار نظام هستند اگر ایرانی هستند شهروند ایران هستند و حق شهروندی دارند و من هم با مردمی که نظام را قبول دارند و شهروند این مملکت هستند کار می کنم. اما اگر کسی هیچ کدام از ماها را قبول نداشت بازهم نباید حق شهروندی اش را گرفت و من از حقوق همه آن ها دفاع می کنم. من یک اصلاح طلب هستم و اصولگرایی من همان اصول کلی انقلاب یعنی آزادی و جمهوریت است. در ضمن مگر ملی مذهبی ها چه کار کردند که این ها را خارج از انقلاب می دانید. دولت نهم به آمریکا نامه می نویسد و کارهایی می کند که ملی مذهبی ها این کار را نمی کنند. ملی مذهبی ها اصلاح طلب و جزء نظام هستند و من هم آن ها را قبول دارم.

وی افزود: اگر اصولگرایی همراه با نگاه روشن به جهان نباشد و اگر در بازگشت به اصول اصلاح خودمان را مطرح نکنیم و اگر وضع دنیا را خوب درک ننماییم و بنا بر اوضاع جدید حرکت نکنیم به سمت اقتدارگرایی و مسدود کردن ذهن ها و به سمت استبداد پیش می رویم.

وی خاطرنشان ساخت : در مقابل تغییرات می توان به دو روش برخورد کرد. عده ای فکر می کنند که باید جلوی تغییر را گرفت و با یک فضای بسته می شود کشور را اداره کرد. بنده این نگاه را قبول ندارم. بنده اعتقاد دارم که این تغییرات باید به رسمیت شناخته شود و با توجه به خصوصیات دینی و تمدنی تغییرات را پذیرفت. من اصلاح طلب هستم و خواهان تغییراتم. کشوری می خواهم خواهان آزادی اندیشه که در آن نگاه امنیتی به جوانان وجود نداشته باشد.

به دولت باجناق سالاری اعتقادی ندارم

موسوی در پاسخ به سوال دیگری با این مضمون که انتخاب شما درباره مدیران دولتی تحت ریاست شما چگونه خواهد بود؟ ، ضمن بیان خاطرات نخست وزیری و همکاری با وزرای مخالف خود و همچنین تجربه همکاری با وزرای کشوری مثل ناطق نوری و محتشمی پور گفت : بنده باتوجه به اینکه به عنوان یک نامزد مستقل وارد عرصه انتخابات شدم معتقد به شایسته سالاری هستم اما به کابینه هزارفامیل و باجناق سالاری اعتقادی ندارم و مدیری شایسته می آورم و نه کسی را که بله قربان گو باشد و اگر به دستورات عمل نکرد از لوله ردش کنم.

انتخاب وزیر زن نگاه سنتی به زنان را تغییر نمی دهد

وی در پایان اظهار داشت : ما نگاه کشور به زنان را باید تغییر دهیم. این نگاه غیردموکراتیک وارد فرهنگ ما نیز شده که باعث می شود فرصت های تحصیل ، اشتغال و حتی پست گرفتن زنان ایرانی تحت الشعاع آن قرار گیرد. ما برای حل این موضوع باید این نگاه سنتی را تغییر دهیم نه اینکه به صورت فرمالیته مسئول و مدیر زن تعیین کنیم. مگر این نوع نگاه با داشتن یک وزیر زن حل می شود؟ البته باید وزیر زن باشد اما حتما باید ریشه ای موضوع را حل کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 0:37  توسط مهدي خالصي  | 

فوری/ انفجار گاز اشک آور حین سخنرانی مهندس موسوی در ملارد

  فوری/ انفجار گاز اشک آور حین سخنرانی مهندس موسوی در ملارد


قلم - انفجار گاز اشک آور در حین سخنرانی مهندس میرحسین موسوی موجب وارد شدن آسیب و نگرانی به مردم مشتاق دیدار با مهندس موسوی شد.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز مهندس موسوی که عصر امروز به ملارد رفته بود دقایقی پیش سخنرانی خود در مسجد امام جعفر صادق(ع) این شهر را آغاز نمود. اما در حین سخنرانی عده ای ناشناس به قصد ایجاد تنش و تشویش اذهان اقدام به پرتاب و انفجار گاز اشک آور نمودند که به دلیل ازدحام جمعیت موجب آسیب و نگرانی مردم شد.

خبرنگار قلم همچنین افزود علی رغم فضای ملتهب ایجاد شده مهندس موسوی به سخنرانی خود ادامه داد و مردم نیز بر عزم خود مبنی بر تداوم سخنرانی پافشاری کردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 0:4  توسط مهدي خالصي  | 

برنامه‌های دولت میرحسین موسوی اعلام شد

 همایش مسوولان و معتمدان ستادهای میرحسین موسوی در سراسر کشور با حضور وی برگزار شد و موسوی در این همایش به تشریح کارهایی که در صورت پیروزی در انتخابات انجام خواهد داد و کارهایی که انجام نخواهد داد، پرداخت.

به گزارش قلم، مهندس میرحسین موسوی در این همایش با بیان اینکه «سخت‌ترین بخش تبلیغات بخشی است که با احساسات عمیق و تصویر آرمانی مردم از کاندیدایشان مواجه می‌شویم» گفت:«تطبیق توانایی‌های کم من با تصورها و تقدیرهای مردم سخت است؛ من همیشه به خود یادآور می‌شوم که چیزی نبوده و نخواهم بود و دولت آینده تجلی خواست‌های مردم در چارچوب جمعی است که من هم جزیی از آن هستم.»

موسوی در تشریح اهداف دولت آینده خود با بیان اینکه «در کشور ما با وجود قومیت‌ها و سلایق گوناگون و با توجه به اینکه رسانه فراگیری نداریم، باید جهت‌گیری‌ها را باز کنیم» گفت:«برنامه‌های دولت آینده اینجانب در حوزه‌های اقتصاد، سیاست، سلامت، فرهنگ و غیره انتشار خواهد یافت که امروز خلاصه‌ای از آن را ارائه می‌دهم.»

حق شهروندان را در دولت قانون‌مدار پاس خواهم داشت

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه به شرح ویژگی‌های دولت آینده خود پرداخت و گفت:«من حق شهروندان را در دولت قانون‌مدار پاس خواهم داشت؛ این جزو ضرورت‌هایی است که یک دولت در نظام اسلامی باید آن را داشته باشد و قطعا امتیازی از سوی دولت برای مردم تلقی نمی‌شود. نتیجه این کار با نتایج دولتی که به قانون اهمیت نمی‌دهد و قانون‌ستیزی کار روزمره‌اش شده، بسیار تفاوت خواهد داشت.»

از خودسری، نقض قانون و تحمیق شهروندان پرهیز می‌کنم

وی افزود:«من مشروعیت خود را در گروی اعتماد به حمایت مردم می‌دانم و از خودسری، نقض قانون و تحمیق شهروندان پرهیز می‌کنم.»

موسوی با بیان اینکه شایسته هیچ دولتی در جهان نیست که پایه قدرت و فعالیت‌های خود را بر اساس تحمیق مردم و با ارائه آمار غلط و جوسازی بگذارد، اظهار داشت:«من معتقدم حتی اگر با نیت خیر هم این کار صورت گرفته باشد به نیت سوء بدل می‌شود.»

ابتدای انقلاب «دولت خدمت‌گزار» جنبه مجامله نداشت

وی با اشاره به اینکه «مشکل امروز این است که تصویری که از دولت در ابتدای انقلاب وجود داشت با تصویری که امروز مردم ما می‌بینند، تفاوت‌های اساسی دارد» اظهار داشت:«در ابتدای انقلاب زمانی که از عنوان دولت خدمت‌گزار استفاده می‌شد، این حرف جنبه مجامله نداشت و گفتمان حاکم، این بود که دولت آمده تا با تواضع به این مردم خدمت کند.»

باید تصویر ذهنی مردم نسبت به دولت اصلاح شود

موسوی با تاکید بر اینکه اگر بخواهیم از مشکلات امروز رهایی پیدا کنیم، باید در وهله اول تصویر ذهنی مردم نسبت به دولت اصلاح شود، راه این اصلاح را شفاف‌سازی درعملکردها دانست و گفت:«من ضمن آن که نقد می‌کنم به برخی ویژگی‌های یک دولت خوب نیزاشاره دارم.»

حمایت جدی از فعالیت مطبوعات و حقوق و آزادی رسانه‌ها

موسوی با تاکید بر اینکه از حقوق مطبوعات و فعالیت‌های رسانه‌ای حمایت جدی خواهد کرد گفت:«فعالیت آزاد رسانه‌ها برای حکومت، جنبه تزیینی ندارد بلکه پیشرفت ما در گروی رسانه‌های آزاد است، ما برای توسعه و عظمت خودمان و نیز ایجاد اخلاق عمومی و فرهنگی بهتر نیازمند رسانه هستیم. درست مانند همان چیزی که برای درآمدهای مالی به بهره‌وری بیشترنیازمندیم.»

نخست‌وزیر سال‌های دفاع مقدس در ادامه با بیان اینکه «آنچه باعث فروپاشی اروپای شرقی شد بسته بودن فضای رسانه‌ای در آنها بود» اظهار داشت:«در جهان امروز اگر متناسب با گسترش رسانه‌ها ذهنیت مدرن نداشته باشیم و نتوانیم این امر را مدیریت کنیم، در برابر حجم عظیم اطلاعاتی که از سراسر جهان به سمت ما روانه هستند، نمی‌توانیم کار کنیم و متاسفانه با این مشکل مواجهیم وگرنه رسانه‌ی ملی ما در آستانه انتخابات برنمی‌تابید که از مشارکت مردم دفاع نکند. ما هرچه به صدا وسیما نامه می‌نویسم و می‌خواهیم که حداقل به ما بگویند که در روزهای تبلیغات انتخاباتی برنامه‌سازان ما چه کارهایی باید انجام دهند، پاسخی به ما داده نمی‌شود بنابراین یکی از تصمیمات جدی من حمایت از فعالیت مطبوعات و حقوق و آزادی رسانه‌هاست.»

از اموال عمومی برای استمرار قدرت استفاده نخواهم کرد

وی تاکید کرد:«من همچنین از اموال عمومی برای استمرار قدرت استفاده نخواهم کرد؛ این اموال امانت مردم است که باید در چارچوب یک مدیریت عقلانی به مردم بازگردانده شود و نمی‌شود از این منابع در جهت استمرار قدرت استفاده شود. من تصمیم دارم منزلت عمومی را گسترش دهم. این منزلت‌ها امانتی است در دست دولت برای دفاع از حقوق مردم.»

از حقوق مخالفان خود حمایت خواهم کرد

موسوی ادامه داد:«من از حقوق مخالفان خود یعنی مخالفان دولت حمایت خواهم کرد؛ بدون این مصالح کشور امکان پیشرفت ندارد. باید اجازه بدهیم مردم حرف‌شان را بزنند و نقد آنها را به ویران‌سازی تشبیه نکنیم.»

توزیع پست در میان طرفداران سیاسی والاترین خیانت است

وی در ادامه تاکید کرد:«از استخدام کشوری و سازمان اداری به عنوان وسیله‌ای برای جبران زحمات طرفداران سیاسی خود استفاده نخواهم کرد و معتقدم که توزیع پست در میان طرفداران سیاسی والاترین خیانت است.»

موسوی با تاکید بر اینکه اجازه سوءاستفاده از اطلاعات اقتصادی را به هیچ عنوان به همکاران خود نخواهم داد تاکید کرد که این راه یکی از کانال‌های فساد اقتصادی است.

وی ادامه داد:«اگر من از گردش آزاد اطلاعات صحبت می‌کنم، آن را وسیله‌ای برای مبارزه با فساد اقتصادی می‌دانم و معتقدم که متاسفانه سیاست‌های ما به روی فساد اقتصادی باز است.»

هیچ گاه به مردم دروغ نخواهم گفت

میرحسین موسوی با بیان اینکه هیچ گاه به مردم دروغ نخواهد گفت و آمار نادرست به آنها ارائه نخواهد داد خاطرنشان کرد:«از دیگر کارهایی که بر آن توجه جدی خواهم داشت، این است که اصل شفافیت را خدشه‌دار نخواهم کرد و نیز معتقدم که کشور در چارچوب یک فضای چندصدایی ونقد است که می‌تواند پیش برود.»

وقتی آمار غلط به مردم می‌دهیم، آنها را از کرامت‌شان دور می‌کنیم

وی گفت:«در کشوری که گردش اطلاعات صحیحی وجود نداشته باشد، اولین چیزی که از مردم سلب می‌شود قدرت تصمیم‌گیری درست است که با نقض کرامت انسانی ارتباط وسیع دارد و وقتی آمار غلط به مردم می‌دهیم آنها را از کرامت‌شان دور می‌کنیم؛ این برنامه‌ها سرانجام خوشی برای ملت و دولت ندارد.»

هیچ شخص یا گروهی را شهروند درجه دو تلقی نخواهم کرد

موسوی افزود:«هیچ شخص یا گروهی را شهروند درجه دو تلقی نخواهم کرد؛ این خلاف اعتقادات دینی ماست.»

از ناتوانی و نیاز هیچ شهروندی برای جلب حمایتش استفاده نمی‌کنم

وی با تاکید بر اینکه از قانون استفاده ابزاری نخواهد کرد افزود:«نکته دیگر که بسیار مهم و حساس است و متاسفانه امروز رایج شده، این است که از ناتوانی و نیاز هیچ شهروندی برای جلب حمایت او استفاده نمی‌کنم. مردم ما مشکل اقتصادی، درمانی، آموزش و پرورش فرزندان و حتی مشکل نان دارند. بیکاری و اعتیاد بیداد می‌کند و حق است که دولت اسلامی و دولتی که می‌خواهد از ارزش‌های اسلامی دفاع کند، متعهد شود که از این نیازها به سمت و سوی بهره‌وری سیاسی خود استفاده نکند زیرا این کار عزت مردم را نشانه می‌گیرد.»

درباره برنامه‌های صدا و سیما دچار ابهام هستیم

نخست‌وزیر سال‌های دفاع مقدس با انتقاد از گرم نبودن فضای انتخاباتی در کشور یادآور شد:«در سال‌های گذشته در دوران انتخابات، تبلیغات برای گرم کردن فضای انتخاباتی از بهمن‌ماه شروع می‌شد و به این ماه‌ها که می‌رسیدیم، فضای جامعه کاملا برای انتخابات آماده بود اما امروز فضا اصلا گرم نیست و درباره برنامه‌های صدا و سیما دچار ابهام هستیم.»

چرا شورای نگهبان 5 روز کار بررسی صلاحیت‌ها را عقب می‌اندازد؟

وی افزود:«با وجود آنکه عده ثبت‌نام کنندگان این دوره از انتخابات حتی از دوره‌های قبل هم کمتر شده اما شورای نگهبان 5 روز برای تعیین صلاحیت‌ها وقت خواسته است؛ نمی‌خواهم بگویم اینها به هم وصل هستند اما به نظرمی‌رسد که این کارها برای آن است که شور انتخاباتی را عقب بیندازند؛ وگرنه چرا شورای نگهبان 5 روز کار را عقب می‌اندازد؟»

اگر رسانه با مخاطب میلیونی نداریم، مجبوریم جای آن را به ابداعات و ابتکارات بدهیم

موسوی در ادامه تاکید کرد:«من می‌خواهم این پیام را به مردم برسانید و آگاهی‌ها را گسترش دهید؛ اگر ما نمی‌توانیم از رسانه‌هایی با مخاطب میلیونی استفاده کنیم، مجبوریم جای آن را به پیام‌رسانی، ابتکارات و ابداعات بدهیم؛ مثل همین رنگ سبز.»

پیروزی ما در گروی حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رای است

وی در ادامه با تاکید بر اینکه کارهای متمرکز جای ابداعات را نمی‌گیرد افزود:«با "هر شهروند، یک ستاد" و "هر فرد، یک رسانه" امیدواریم که بتوانیم بر مشکل کمبود رسانه فائق شویم و یادمان نرود که پیروزی ما در گروی حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رای است.»

با فساد مالی و اداری برخورد قانونی، فرهنگی و برنامه‌ریزانه خواهم داشت

موسوی با تاکید بر اینکه با فساد مالی و اداری برخورد قانونی، فرهنگی و برنامه‌ریزانه خواهم داشت ادامه داد:«مبارزه با فساد همیشه یکی از مقدس‌ترین شعارهاست که هرچه فساد بیشتر باشد، کار سخت‌تر است حتی یک اقتصاد قدرتمند را می‌تواند از بین ببرد اما اگر شعار مبارزه با فساد را تبدیل به یک شعار انتخاباتی کنیم بدین صورت که از ابتدا به دنبال یکی دو سوژه باشیم و از اصل آن غافل شویم، نه تنها کاری نمی‌توانیم از پیش ببریم بلکه فساد را افزایش خواهیم داد و برخورد قضایی با یک فاسد شناخته شده، آخرین راه است. ما باید با شفافیت اطلاعات، بازگشت به قانون و اصلاحات در آیین‌نامه‌ها که با پیچیدگی‌های خود راه را برای فساد اقتصادی باز کرده‌اند و رانت‌هایی که به خاطر مسایل سیاسی ایجاد شده، عمل کنیم. این بهترین راه است و در این شرایط اگر دولت مصمم باشد باید به سراغ فاسدان بزرگ و اصلی برود و هماهنگ با قوه قضاییه با آنها برخورد کند.»

وی تاکید کرد:«نمی‌شود فقط شعار مبارزه با فساد بدهیم اما بعد از چهار سال حتی یک نفر را به قوه قضاییه تحویل ندهیم؛ این ازدیاد فساد در کشور است.»

موسوی همچنین با اشاره به برخی اخلال‌ها در سخنرانی‌های خود در سفرهای استانی خاطرنشان کرد:«متاسفانه در جلسات سخنرانی‌ها عده‌ای شروع می‌کند به هیاهو و درگیری و به دنباله آن عکس انداختن در سایت‌ها؛ بنابراین باید بیشتر مراقب باشیم و اطراف این افراد را خالی کنیم. ما از هر درگیری تبری می‌جوییم و دولت قانون‌مدار با هیچ‌کس وارد دعوا، درگیری و ضرب و شتم نمی‌شود و هر کسی بخواهد این مشی را از سوی ما در پیش بگیرد ما راهمان را از او جدا خواهیم کرد.»

کاندیداهای دیگر دوستان ما هستند و ستادها نباید در مقابل یکدیگر قرار گیرند

موسوی در پایان گفت:«کاندیداهای دیگر دوستان عزیز ما هستند و نباید به گونه‌ای شود که این احساس به وجود بیاید که ستادهای ما در مقابل آنها قرار گرفته‌اند؛ البته شکر خدا تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده اما من همانطور که با برادران عزیزم، آقایان کروبی و رضایی رابطه‌ای دوستانه دارم، انتظار دارم که ستادها هم همین گونه باشند و انتخابات دست‌مایه‌ای برای اختلافات نشود.»

در این لحظه یکی از هم‌رزمان میرحسین موسوی از میان حاضران بلند شد و به روی سن آمد و خطاب به میرحسین موسوی گفت:«آقای دکتر موسوی، من همان کسی هستم که شما در زمان جنگ در سردشت، کفش‌های خود را به من دادید و من امروز، یک جانباز هستم؛ امروز جوانان شما را نمی‌شناسند و من آمده‌ام بگویم که شما چه انسان بزرگی هستید.»

میرحسین موسوی از او تشکر کرد و به شوخی گفت:«البته من دکتر نیستم و امروز این لقب یعنی دکتر، کمی خطرناک است؛ باید حواسمان را بیشتر جمع کنیم!»

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 21:6  توسط مهدي خالصي  | 

حمایت رسمی خاتمی از میرحسین اعلام شد:قطعا پیروزی آقای مهندس موسوی را پیروزی خود می‌دانم

 

منصور ضابطیان – چلچراغ:۱۲ سال پس از دوم خرداد ۱۳۷۶، ایران دوباره در آستانه انتخاباتی قرار گرفته که شرایطش تا حدی شبیه آن روزهاست. با این تفاوت که «قهرمان» آن ماجرا که توانسته بود آن شور عجیب را به وجود آورد، از جایگاهی دیگر قصه را دنبال می‌کند. سیدمحمد خاتمی همیشه حرف‌های تازه دارد و آن‌قدر محترمانه و محبت‌آمیز صحبت می‌کند که هر شنونده‌ای را سر ذوق می‌آورد. در آستانه انتخابات امسال و در نزدیکی سالگرد دوم خرداد فرصتی دست داد تا با او گفت‌وگو کنیم. گفت‌وگویی در یک هوای بهاری و در هجوم آواز پرنده‌هایی که اگرچه شنیدن صدایشان وقت انجام گفت‌وگو جذاب بود، اما زمان پیاده‌کردن فایل صوتی آن، کار مرا به شدت دشوار می‌کرد.

طبیعی است که این گفت‌وگو بنا به شرایط موجود بیشتر حال و هوای انتخابات را در خود دارد. امیدوارم در آینده‌ای نزدیک این فرصت دست دهد تا گفت‌وگویی به دور از سیاست با او داشته باشیم. گفت‌وگویی در جست‌وجوی کشف سویه‌های دیگری از شخصیت سیدمحمدخاتمی.

- اجازه بدهید گفت‌وگو را با سنجش میزان علاقه‌مندی شما به دو روز در تاریخ این چند سال اخیر آغاز کنم. شما سوم خرداد سال ۱۳۷۶ را بیشتر در خاطر دارید یا چهارم تیرماه ۱۳۸۴ را؟

قطعا سوم خرداد را. چه در سال ۷۶ و چه در هر سال دیگر. این اتفاق تنها درباره من نمی‌افتد و تصور می‌کنم همه ایرانی‌ها با هر نوع عقیده‌ای سوم خرداد روز فتح خرمشهر را به یاد داشته باشند. پس از تحمل آن همه رنجی که مردم ایران در بازپس‌گیری خرمشهر تحمل کردند، طبیعتا این روز که نماد قدرتمندی ملت ایران بوده و هست، در یاد همه ما می‌ماند. آنها که دلبسته ایران و اسلامند و به تمامیت ارضی ایران فکر می‌کنند، نمی‌توانند روز سوم خرداد را فراموش کنند.

- با همه احترامی که می‌باید برای خاطره خرمشهر قائل بود، اما منظور من از ذکر آن در تاریخ یادآوری سرانجام‌گرفتن دو اتفاق است. روز سوم خرداد ۷۶ (روز پایان شمارش آرا) شما با رأی قاطع مردم ایران به ریاست جمهوری رسیدید و در روز چهارم تیر ۸۴ بعد از هشت سال پرتب و تاب، ریاست جمهوری را به نوعی واگذار کردید که خوشایند طرفداران جریان اصلاح‌طلبی نبود. پس پرسشم را تکرار می‌کنم آقای خاتمی! کدام یک از این دو روز را بیشتر در خاطر دارید؟

روز چهارم تیرماه یک احساسی در ذهن من ایجاد می‌کرد و روز سوم خرداد احساس دیگری. از نظر شخصی روز سوم خرداد روز پردلهره‌ای برای من بود. در دست‌گرفتن سرنوشت کشور با توجه به آرمان‌ها و توقعاتی که ملت داشتند، کار سختی بود. وعده و قول‌هایی به ملت داده شده بود و امکانات اندک بود. اعتمادی که مردم به من کرده بودند، برایم بسیار ارزشمند بود. بخصوص این‌که حادثه‌ای رخ داد که برای ما بسیار مهم بود. حضور مردم و به‌ویژه جوانان در مخالفت با اراده‌هایی قرار گرفت که نمی‌خواست نتیجه انتخابات چنان باشد. آن اراده‌ها دست به هر کاری می‌زدند تا نتیجه چیز دیگری شود، اما مردم تصمیم دیگری داشتند. در چهارم تیرماه هم باز این مردم بودند که به صحنه آمدند، اما تاثر من از این بود که می‌دانستم سرنوشت می‌توانست به شکل دیگری رقم بخورد، اما به دلیل بی‌تدبیری و تفرق‌آرا، سرانجام به گونه‌ای شد که مطلوب ما نبود. امیدوارم آن تجربه تکرار نشود. من با توجه به جریان و فکری که می‌بینم در جامعه وجود دارد، ظرفیت تغییر شرایط وجود دارد. امیدوارم در این دوره آن تفرق ایجاد نشود تا اگر خدا بخواهد، بیست و سوم خرداد امسال هم شبیه سوم خرداد سال ۷۶ که می‌گویید باشد.

- اما خیلی‌ها می‌گویند این اتفاق به‌طور قطع می‌افتاد اگر سیدمحمد خاتمی در صحنه باقی می‌ماند.

این لطف مردم است، اما فکر می‌کنم اگر ما در انگیزه‌های مردم که حضورشان انتخاب مرا در پی آورد عمیق شویم، می‌توانیم تجربه مشابهی را تکرار کنیم. ما اگر معتقدیم که اوضاع باید به‌نفع آرمان‌ها و خواست‌های ملت تغییر کند و اگر معتقدیم که شرایط فعلی کشور وضعی متناسب با شأن ملت نیست، باید جلو بیاییم و تک تک بگوییم که نیازمند این تغییر هستیم. خوشبختانه در شرایط فعلی شخصیت‌هایی در صحنه حضور دارند که می‌توانند این نیاز و خواست تاریخی مردم را برآورند. بخصوص برادر بزرگوارمان جناب مهندس موسوی که امیدوارم با احساس مسئولیت سنگین مردم و فکر عمیق فراتر از احساسی که مردم دارند، باز ما شاهد یک تحول بزرگ باشیم.

- حرف‌های شما امیدوارکننده است، اما وقتی در شهر می‌چرخید، حسی از یأس بر آدم غلبه می‌کند. شور انتخابات نه‌تنها با سال ۷۶ که حتی با سال ۸۴ هم قابل مقایسه نیست.

البته هنوز دیر نشده است. هرچه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، احساسات مردم بیشتر تحریک می‌شودو به این فکر می‌افتند که باید تا حد امکان در عرصه باشند. اگرچه من هم معتقدم که باید شور بیشتری در جامعه باشد. همه ما باید تلاش بیشتری بکنیم تا مردم این احساس را بکنند که می‌توانند سرنوشت خودشان را تغییر بدهند.

واقعا می‌توانند؟

قول می‌دهم که می‌توانند مشروط بر این‌که بخواهند. همچنان معتقدم که اگر در جامعه ما مردم حضور چشمگیر پیدا کنند، به‌رغم تمام موانع و مشکلاتی که سد راه هست و سعی می‌کند حضور مردم یا تاثیر حضور مردم را کم بکند، ولی حضور میلیونی و شورانگیز مردم می‌تواند این موانع را به جای خودش برگرداند. من و شما و بخصوص همه جوان‌ها با احساس مسئولیت باید سعی کنیم شرایطی فراهم شود که تعداد بیشتری از مردم سر صندوق‌های رأی حاضر شوند. اگر این اتفاق بیفتد، در نهایت به نفع مردم ایران است.

- مهم‌ترین پرسشی که در دو سه ماه اخیر در ارتباط با شما مطرح بوده، به مسئله آمدن شما به صحنه انتخابات و خروج زودهنگامتان مربوط می‌شود. اگر به جای من خیام نیشابوری مقابل شما نشسته بود، یقینا از شما می‌پرسید: این آمدن و رفتن تو بهر چه بود؟

همه ما در مقابل این مردم، این کشور و این انقلاب مسئولیت داریم. من هم از دیگران مستثنا نیستم. درک اولیه من این بود که با توجه به این‌که هشت سال رئیس جمهور ایران بوده‌ام، بهتر است میدان را برای دیگرانی خالی کنم که شایستگی این مقام را دارند و اجازه بدهم فکرهای نو و آدم‌هایی با ظرفیت‌های جدید پا به عرصه بگذارند. اما روند امور و ابراز احساسات بخش‌های مختلف جامعه و به ویژه جوانان سبب شد که نگران شوم که اگر من نخواهم وارد عرصه شوم، شاید چنین تلقی شود که خواست مردم و توقع آنها برایم اهمیتی ندارد. آقای مهندس موسوی از سرمایه‌های بزرگ کشور ما هستند. ایشان نه‌تنها دید خوبی دارند که توان مدیریت بالایی هم دارند. آقای موسوی توان ایجاد تغییر در چارچوب‌های آرمان‌های انقلاب را دارند و آمدن ایشان برای ما غنیمتی بود. من بیش از آن گفته بودم که «یا من یا آقای مهندس موسوی». من فکر می‌کنم که با آمدن ایشان و البته همراهی مردم، همان نظری که من دارم، تامین می‌شود و از طرفی به حرفی که زده بودم هم معتقد بودم. من فکر کردم که پاسداشت این اصل اخلاقی بسیار مهم بود. بخصوص با توجه به شیطنت‌هایی که وجود داشت و می‌گفت که ما به‌خاطر قدرت وارد این عرصه شده‌ایم و برای همین حاضر نیستیم که پا پس بکشیم. برای از بین بردن آن شائبه‌ها ترجیح دادم که در صحنه رقابت‌ها نباشم. از طرف دیگر به شدت معتقدم که آقای مهندس موسوی به‌خوبی از عهده اداره کشور برمی‌‌آیند.

- آیا رأی به میرحسین موسوی رأی به سیدمحمد خاتمی است؟

والله من در عین حالی که به عزیزان دیگری که در صحنه هستند احترام می‌گذارم، اما با توجه به شرایط و امکانات موجود و توانایی‌های مختلف، احساس می‌کنم که آقای مهندس موسوی گزینه بسیار مناسبی برای ریاست جمهوری هستند. بله، می‌توانم بگویم قطعا پیروزی آقای مهندس میرحسین موسوی را پیروزی خود می‌دانم.

- در یکی از ملاقات‌هایتان در زمستان گذشته، چنان که خودتان نیز یادآوری کردید، گفته بودید «یا من یا آقای مهندس موسوی نامزد انتخابات خواهیم بود.» بسیاری معتقدند که به کاربردن حرف اضافه «یا» در این جمله کار را مشکل کرده و اگر شما حرف اضافه «هم» را به کار می‌بردید، هیچ‌گاه صحنه  انتخابات را واگذار نمی‌کردید.

من نمی‌خواستم تلقی این پیش بیاید که دارم با کسی که به لحاظ فکری اشتراکات زیادی با من دارد، رقابت می‌کنم. دست کم جامعه می‌داند که برای شخص من قدرت چندان مهم نیست و از طرف دیگر با شأن اخلاقی که در آقای موسوی سراغ دارم و می‌دانم که چقدر نسبت به رعایت اصول اخلاقی پایبند هستند، آن «هم» برای مردم چندان قابل قبول نبود و همچنان بر استفاده از آن «یا» تاکید می‌کنم.

- در دوران هشت ساله ریاست جمهوری شما، بحران‌هایی که شخص شما یا دولت هشتم را نشانه می‌گرفت و آن جمله معروف هر ۹ روز یک بحران، یکی از چالش‌های اساسی بود. به نظر می‌رسید که با پایان کار دولت این بحرا ن‌ها خاتمه پیدا کند، اما گاه ادامه یافت و بیش از همه در ارتباط با شما بود. چرا؟

البته بهتر است به جای بحران کلمه مخالفت را به کار ببریم. از این جهت که بحران زمانی پیش می‌آید که شخص یا اشخاصی در مسند امور باشند و کارها را در دست بگیرند و در جهت مخالفت با آنان کارشکنی‌هایی پیش بیاید که به جای فایده و کسب محصول ناگزیر شوند هزینه‌های زیادی بپردازند. بنابراین، این‌که به من اعتراض شود یا مخالفانی داشته باشم، نمی‌تواند مصداق بحران باشد و این اعتراض‌ها و مخالفت‌ها هم اصلا چیز بدی نیست و می‌تواند یک نوع نقد باشد، اما متاسفانه بسیاری از این مخالفت‌ها دامنه گسترده‌تری داشت و بیشتر شبیه تخریب یا جفاکاری بود. اما متاسفانه کشور از جهات دیگری با بحران روبه‌روست.

- از چه جهتی؟

در چند سال اخیر فرصت‌های طلایی در زمینه مادی و بین‌المللی برای کشور ما به وجود آمد که نه‌تنها نتوانستیم از آنها استفاده کنیم که بسیاری از این فرصت‌ها خود به تهدیدی برای ایران تبدیل شد. با امکاناتی که در چند سال گذشته برای کشور به وجود آمده بود، می‌توانستیم مسیر توسعه را سریع‌تر و موفق‌تر طی کنیم.

- وقتی می‌گویید توسعه، منظورتان توسعه سیاسی است یا اقتصادی؟

منظورم یک توسعه همه‌جانبه است.

- و وقتی به «امکانات» اشاره می‌کنید، منظورتان افزایش چشمگیر قیمت نفت در چند سال گذشته است؟

بله. هم افزایش قیمت نفت و هم وضعیت اقتصاد جهانی. همین بحران اقتصادی آمریکا باعث کاهش قیمت‌ها در سطح بین‌المللی شد، به‌گونه‌ای که ما می‌توانستیم تکنولوژی‌های برتر و کارخانه‌هایی را که می‌توانست زیرساخت اقتصادی خوبی را در کشور بنا کند، با قیمتی بسیار کمتر به کشور بیاوریم. ما درآمدهای نفتی بی‌نظیری در چهار سال گذشته داشتیم، اما متاسفانه می‌بینیم که گام مهمی در این زمینه برنداشتیم و فرصت‌هایمان را یکی یکی از دست دادیم. من معتقدم که آثار مخرب این اشتباه‌ها تازه امسال و چند سال آینده در کشور نمودار خواهد شد. وقتی در تولید سرمایه‌گذاری نشود، نتیجه‌اش رکود و بیکاری خواهد بود که نشانه‌اش آرام آرام خودش را نشان خواهد داد. در عرصه جامعه مدنی هم با مشکلات فروانی روبه‌رو شده‌ایم. من معتقدم که آزادی‌های مدنی نیز در این سال‌ها گسترش نداشته و یک مشکل اساسی دیگر نگاهداشت عزت و سربلندی ملت ایران در عرصه داخلی و خارجی است که می‌شد وضعیتی مطلوب و قابل دفاع داشته باشد.

- یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که اتفاقا به جبهه اصولگرایان نزدیک‌تر است، اخیرا در سخنرانی‌اش گفته بود که ادامه شرایط فعلی، کشور را به پرتگاه خواهد کشاند. آیا شما هم معتقدید که ما بر لبه پرتگاه ایستاده‌ایم؟

نمی‌خواهم تعبیر پرتگاه را به کار ببرم، اما معتقدم به خاطر مدیریت نادرستی که صورت گرفت، ملت ایران هزینه‌های فروانی پرداخت، بدون آن‌که فایده چندانی ببرد. چه در مصرف بی‌رویه امکانات و منابع مادی و چه در مصرف نادرست ارزش‌ها و معیارهای معنوی در جامعه که نتیجه‌اش ایجاد یک بدبینی خواهد بود. شما اگر از مردم دم بزنید، اما مردم احساس حرمت نکنند، اگر از عدالت دم بزنید، اما فاصله‌های طبقاتی روز به روز زیادتر شود، اگر از قدرت و قوت ملت ایران نام ببرید، اما ملت‌تان روز به روز در جهان منزوی‌تر شود و بیشتر از هر زمان دیگری تحت فشار قرار گیرد، نه‌تنها این زیان‌ها به مردم وارد شده، بلکه یک نوع بدبینی نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌ها پیدا می‌شود. من معتقدم که این زیان‌ها به میزان فراوانی ایجاد شده و ما در وضعیت مناسبی قرار نداریم. البته ایران بسیار قوی است و ظرفیتی که انقلاب ما ایجاد کرد، ظرفیت بالایی دارد، اما در عین حال باید نگران بود که این ظرفیت‌ها و این زمینه‌ها نتواند چنان که باید و شاید به نفع ملت مورد بهره‌برداری قرار گیرد و موجب ایجاد ضرر و زیان‌هایی برای ایران شود.

- خبرنگار مجله نیویورکر چند ماه پیش به ایران آمده بود و گزارش مفصلی از و ضعیت فعلی ایران در آستانه انتخابات نوشته بود. او به جمله‌ای از آقای احمدی‌نژاد اشاره کرده بود که گفته بودند: «من با نفت بشکه‌ای پنج دلار هم کشور را اداره می‌کنم.» خبرنگار نیویورکر نوشته بود که در همان روز سیدمحمد خاتمی نیز در جایی سخنرانی کرده بود و مهم‌ترین حرفش در سخنرانی این بود که «فلسفه گفت‌وگوی تمدن‌ها ریشه در انساندوستی دارد.» او این دو جمله را که در یک روز ثابت ادا شده بود، با هم مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود که اصلاح‌طلبان و به‌ویژه شخص شما با زبان توده مردم چنان آشنا نیستید و خواست‌هایشان را نمی‌شناسید. چنین نگرشی میان بعضی‌ها در ایران هم وجود دارد. این مسئله شما را به فکر فرو نمی‌برد؟ آیا واقعا با زبان مردم آشنا نیستید؟

اگر منظور از «زبان مردم» عوامفریبی باشد، حق با خبرنگار نیویورکر است. من اهل عوامفریبی نبوده و نیستم. فهم زبان مردم، استلزامات و نشانه‌هایی دارد. من گمان می‌کنم بدون عوامفریبی می‌توان زبان دل تاریخی ملت ایران را هم فهمید. همیشه شاهد بوده‌ایم که مردم در انتخاب رئیس جمهورها برای چهار سال دوم شور کمتری نشان داده‌اند و تعداد آرا معمولا کمتر از دوره پیش بوده است. چرا که چهار سال تجربه کرده‌اند و بسیاری از خواست‌های مردم برآورده نشده. من فکر می‌کنم افزایش دو میلیونی آرایی که در سال ۱۳۸۰ برای دور دوم ریاست جمهوری من به صندوق‌ها ریخته شد، خود بزرگترین گواه است که بدانیم مردم حرف مرا می‌فهمند و من زبان آنها را می‌دانم.

- اما در همان دوران هم یک جمعیت چند میلیونی بودند که اصلا پای صندوق‌های رأی نیامدند. جمعیتی که تعدادشان بیش از تعدادی بود که در دور اول نامزدی شما پای صندوق‌ها نیامد.

ما همیشه با این جمعیت خاموش روبه‌رو بوده‌ایم. ما نمی‌توانیم بگوییم که همیشه توانسته‌ایم صد درصد نظر مردم را جلب کنیم. آنها که پای صندوق‌ها نیامدند، شاید بیش از آن‌که با برنامه‌ها و حرف‌های من مخالف باشند، دچار یک نوع یأس و سرخوردگی بودند که این برنامه‌ها عملی نخواهد شد. آنها بیشتر مشکل ساختاری داشتند و می‌گفتند این حرف‌ها و شعارها که فلانی می‌زند، قشنگ است، اما در این ساختار قابل انجام نیست و عملا کاری از دست کسی ساخته نیست.

ولی آقای خاتمی، این جمله «کاری از دست کسی ساخته نیست» را من متاسفانه در جامعه فراوان می‌شنوم. در تعداد زیادی از نامه‌ها و ای‌میل‌های خواننده‌های چلچراغ این جمله یا جمله‌ای شبیه به آن را خوانده‌ام. این نظریه متاسفانه دارد، تبدیل به یک نظریه غالب می‌شود. با توجه به ساختار موجود، کاری از دست کسی ساخته هست یا نیست؟

ما یکسری آرمان‌ها و ایده‌آل‌ها داریم که طبیعتا احساس آدم رو به آنهاست، اما یکسری واقعیت‌ها هم داریم. اگر این انتظار را داشته باشیم که آرمان‌ها و ایده‌آل‌ها باید در کمترین زمان و کمترین فرصت تحقق پیدا کند، سرخورده می‌شویم. واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی، بین‌المللی و واقعیت‌های ساختاری که وجود دارد، مانع از تحقق صد درصدی این آرمان‌ها می‌شود. منتها باید این واقع‌بینی را در جامعه ایجاد کرد که در حال حاضر حرکت به سوی آن آرمان‌ها خودش قدم بزرگی است ولو این‌که در این مدار صددرصد ما فقط دو درجه جلو برویم. اگر انتظار داشته باشیم که یک فرد با یک دولت یک شبه به همه وعده‌هایی که موردنظرش بوده برسد و بتواند همه خواست‌های ملت را برآورده کند، از واقعیت دور شده‌ایم. من فکر می‌کنم بخشی از این سرخوردگی‌ها ناشی از فاصله‌ای است که میان واقعیت‌ها و آرمان‌های ملت وجود دارد. کار روشنفکری و هدایت جامعه، این است که تفکیک بین واقعیت‌ها و ایده‌آل‌ها را بین مردم جا بیندازیم تا جامعه توقعاتش را واقعی‌تر کند. آن موقع است که این یأس هم از بین خواهد رفت.

- پس به چلچراغی‌ها بگوییم خیالشان راحت باشد!

نه… به چلچراغی‌ها بگویید که آن‌قدرها هم خیالشان راحت نباشد، بلکه باید نسبت به مسائل جامعه دغدغه‌های لازم را داشته باشند. به آنها بگویید که اگر انتخاب درست کنند، حرکت در مسیر ایده‌آل‌ها صورت خواهد گرفت.

- نتیجه انتخابات ممکن است به نفع جناح متمایل به تفکرات شما یا به نفع جناح مقابل رقم بخورد. در هر کدام از این دو صورت، سیدمحمد خاتمی چه خواهد کرد؟

به هر حال انتخابات نتیجه مشخصی دارد و امیدوارم که انتخابات درست، سالم و رقابتی انجام بگیرد و مردم هم پای صندوق بیاید. نتیجه هرچه باشد، برای ما قابل قبول است. من هدف‌هایی را در داخل و خارج از کشور برای خودم در نظر گرفته‌ام و در همان مسیر گام بر خواهم داشت، اما مطمئن هستم که اگر نتیجه انتخابات به‌گونه‌ای که مطلوب ماست رقم بخورد، من هم امکان بیشتری برای عملی‌کردن این برنامه‌ها خواهم داشت و در غیر این صورت باز با مشکلات فراوانی در این زمینه روبه‌رو خواهیم بود. اما به هر حال معتقدم کارهای بزرگ در زمین‌های هموار صورت نمی‌گیرد و من عادت کرده‌ام که در زمین‌های ناهموار حرکت کنم.

- هیچ دقت کردید؟ در طول گفت‌وگوی ما، پرنده‌ها گاه با صدای بلند آواز می‌خواندند و گاه کاملا سکوت می‌کردند. اینجا همیشه همین‌طور است؟

سؤال مشکلی کردید.

- به هر حال گفتم شما که زبان مردم را می‌دانید، شاید زبان پرنده‌ها را هم بلد باشید!

زبان پرنده‌ها را بلد نیستم، اما تصور می‌کنم کل طبیعت و آن‌چه خداوند آفریده است، خود یک سرود است. سرودی که دائما دارد نواخته می‌شود. آفرینش خود بزرگترین سرود جاری در جهان هستی است. نکته مهم این است که آیا ما گوش شنیدن این سرود را داریم یا نه. می‌گویند گاهی صداها در یک فرکانس خاصی شنیده نمی‌شوند، اما این به آن معنا نیست که این صداها و فرکانس‌هایشان وجود ندارند، بلکه ما توانایی شنیدن‌شان را نداریم. من معتقدم کل آفرینش در حال خواندن است. ما گاه این خواندن را می‌شنویم و گاه نمی‌شنویم. خداوند ان‌شاءالله گوشی به ما بدهد که بتوانیم همه این سرودها را بشنویم و آیا سکوت خودش هم یک سرود نیست؟ شنیدن سرود سکوت هم خودش لذتبخش است.

- همیشه هم لذتبخش نیست وقتی که بدانید شهرتان پر از صداهای خاموش است.

بله، آن صداها مثل خطوط نانوشته بین سطور هستند. اتفاقا فکر می‌کنم کسانی که بیشتر می‌نویسند، از این دست ناگفته‌ها بیشتر دارند. بله، صداهای خاموش… تعبیر خوبی است. این صداها در اغلب موارد شنیده نمی‌شود، اما کسانی که آنها را می‌شنوند هم احساس لذت می‌کنند و هم احساس وحشت. وحشت از این‌که چگونه باید به این صداهای خاموش پاسخ داد؟

- امسال بهار خوبی بود، فکر می‌کنید تا پایان خرداد طراوت این بهار حفظ شود؟

امیدوارم این طراوت باقی بماند. سال گذشته سال خوبی نبود، اما از اواخر اسفند تا الان خداوند عنایتش را شامل حال ما کرد و امیدوارم طراوت طبیعت سبب طراوت دل‌های ما شود، بخصوص تا پایان ماجرای انتخابات.

- امسال فکر می‌کنم استثنائا جوجه‌ها را آخر بهار می‌شمارند.

معمولا انتخابات ریاست جمهوری ما در بهار است و من معتقدم که ملت ما اگر احساس کند که کجا سرمایه‌گذاری کند تا جوجه‌های خوبی پرورش دهد، در این سرمایه‌گذاری موفق خواهد شد و همین بهار دستاورد خوبی خواهد داشت و جوجه‌هایی را خواهد شمرد که آینده خوشبین‌کننده‌تری را رقم خواهد زد.

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 19:20  توسط مهدي خالصي  | 

قهر= انتخابی که اکثریت نمی‌خواهند!

 

ع- موحد:دیروز در بسیاری از سایت های ارتباطات مجازی، جمع کثیری از کاربران تصویر شخصی خود را برداشته و به جای آن از تصویری استفاده کرده بودند که در لحظه‌ای که با آن مواجه می گردیدی، یکه میخوردی، به خود می آمدی و پی چاره می گشتی!مضمون تصویر این بود که قهر کردن و رای ندادن چیزی را حل نمی کند بلکه مشکل را دو صد چندان کرده و نتیجه انتخابات، درست آن چیزی می شود که همه ازآن گریزان هستند.

 برای هیچ کس پوشیده نیست که جمع قابل توجهی از مردم کشورمان، با عنایت به تمام ناملایماتی که نصیبشان گردیده است یا نسبت به حضوردر انتخابات موضع کاملا مخالفی دارند و یا اصولاً نسبت به این مهم با رویه بی خیالی مواجه می شوند. البته در این میان برخی از افراد هم با این دیدگاه که طولانی شدن این دولت و ادامه روند کنونی، النهایه به ناکارآمدی نظام انجامیده و زمینه سقوط و فروپاشی از درون را فراهم می کند، معتقدند یا نباید رای داد و یا درست باید رای ورودی به صندوق را به نام کسی ریخت که نباید!

همانطور که وضوحاً پیداست پارادوکس های فراوانی دامنگیر فضای عمومی کشور شده است. از سوی دیگر حضور کاندیداهای فعلی، این ظن را تقویت می کند که فضای انتخاباتی دیگر از آن فضای ابهام آلود همیشگی خارج و بحث کسب قدرت برای پیشبرد اهداف و شعارها در حال تقویت و شفاف سازی است. البته به نظر نگارنده حاکم شدن شفافیت در شعارها، نقد بی پرده و پرداختن به شعارهای ملموس به جای شعارهای مفهومی و ارزشی، در جای خود بدتر که نیست بهتر و به صواب تر است. شعارهای کلی و ارزشی این عیب نهفته و بزرگ را در خود دارد که مردم حداقل از خالق آن شعار ها انتظار دارند عامل به آن ها باشد و چون اکثراً مصداق عالم بی عمل می شود، آن چه استخراج می شود، بدبینی عامه مردم به نظام و مبانی آن خواهد بود.

مثلاً همین دولت نهم در دوره تبلیغاتی خود چندین نمونه از این شعارها را بارها و بارها تکرار کرد و هر روز ناکام تر از قبل در گرداب این شعارهای بی شعور قوطه ورتر و سرگردان تر شد. عدالت ورزی، مهرورزی و تعالی به جای توسعه از اهم شعارهای آقای محمود احمدی نژاد بود. مردم اما در پایان دوره ی چهارساله ایشان کمتر از همه دولت های جمهوری اسلامی، عدالت دیدند، مهر چشیدند و تعالی مشاهده کردند.

به جای عدالت،گم شدن بخش قابل توجهی از صندوق نفتی دیدند، به جای مهر،تحدید آزادی های اجتماعی، فیلترینگ، زندان و... دیدند و به جای تعالی، کردانیسم، توزیع سیب زمینی‌ رایگان و میوه های وارداتی بی کیفیت و ... مشاهده کردند. توهینی که به شعور و عزت نفس ایران و ایرانی طی دوران حکومت دولت نهم صورت پذیرفت مثال زدنی است. عزت بین المللی هم که به مدد دولت گران قدر نهم به جایی رسید که برای اولین بار پس از انقلاب به سوی نماینده هفتاد میلیون ایرانی گوجه پرتاب کردند، راهپیمایی ضد ایرانی به راه انداختند، کشورهای کوچک عربی بارها و بارها به مسافرین ایرانی تعدی و توهین کردن و در آوردگاهای جهانی، جلو چشمان خودمان نام خلیج فارس را تغییر دادند که مجبور شدیم در طول این چهار سال بارها و بارها کنفرانس هایی با نام خلیج فارس راه بیندازیم. شاید این دولت، قهار ترین دولتی بود که سخنان رهبری نظام را به صورت کاملاً حق به جانبه به نفع خود و نه نظام مصادره کرد و کسی دم برنیاورد. نویسنده البته پای مراجع تقلید را به میان نمی کشد که خود بیشتر به شان خود وقوف دارند و نیک مستحضرند که در دولت نهم در این حوزه چه رخدادهایی به وقوع پیوست.

دولت نهم به دلیل رویکرد پوپولیستی و هیاتی خود، عمیقاً از رای ندادن همان عده ای که حضورشان همواره برای دولت هایی از این جنس نگران کننده است، شدیداً استقبال می کند. به دست آوردن یک فرصت چهارساله برای ادامه طریقی که بالا ذکر آن آمد، در ترازوی این دولت با هر وزنی، قابل قبول است. دولت فعلی فقط به دنبال صدرنشینی مجدد در خیابان پاستور است و اصلاً به تعداد کم آرا توجهی ندارد و نیک می داند که اگر کس یا کسانی قرار است در انتخابات شرکت نکنند از صندوق مخالفینش کم و کاست خواهد شد که موافقین او همواره عده ای هستند که تکلیفی و شرعی به نظام رای می دهند و احمدی نژاد را مصداق نظام میدانند نه دولتی منتخب که بتوانند او را استنطاق نمایند.

بنابراین خروجی و ماحصل قهر با انتخابات، پیروزی حریفی است که بدون هیچ تلاش و کوششی، با کمترین صرف انرژی، میدان را از آن خود کرده و پس از کسب مجدد صندلی ریاست جمهوری بدون توجه به درصد آرا، این پیروزی را با همان روش پوپولیستی بزرگترین پیروزی برای خود و نظام تلقی خواهد کرد.

در پایان یاد دوم خرداد 76 را به دلیل آن حضور میلیونی و یک صدای ملت ایران گرامی می داریم که پشت تحجر را به زمین آورد و باور را درجان جوانان شعله ور ساخت. 22 خرداد 88، 12 سال با آن 2 خرداد فاصله دارد، امید که در این فاصله یک ماهه تا انتخاب دهم ، تصمیم ما بلوغ این 12 ساله را متجلی سازد.

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 20:25  توسط مهدي خالصي  | 

حمایت اعضای دوره‌های شورای مرکزی دفتر تحکیم از میرحسین موسوی

 

اعضای دوره‌های شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت از ابتدای تاسیس 1358، تا سال 1382 در حمایت از مهندس میرحسین موسوی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بیانیه صادر کردند.

به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

به نام خدا

بررسی فرایند تشکیل و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران پس از انقلاب نشان می‌دهد که با گذشت زمان و انباشت تجربه حکومت‌داری و مواجهه عینی با مسائل اصلی جامعه، لزوم تجدید نظر در نحوه اداره کشور به تدریج در کانون توجه مسوولان قرار گرفت و متولیان اداره کشور نسبت به مخاطرات ناکارایی نظام سیاسی و اجرایی در پاسخ به مطالبات فزاینده ملت به ویژه زنان و جوانان، واجد درک واقعی‌‌تری شدند.

بر این اساس و به‌ویژه پس از پایان جنگ تحمیلی و فروکش‌کردن هیجانات ناشی از انقلاب و جنگ و عیان‌شدن پیامدهای سیطره آرمان‌گرایی فارغ از توجه به واقعیت‌ها بر سیاست و عقلانیت و سربرآوردن نیازها و مطالبات عمومی و نیاز به استقراض خارجی و تعامل با جامعه جهانی و بازسازی ویرانی‌های دوران جنگ، زمینه پاره‌ای بازنگری‌های عمل‌گرایانه و مبتنی بر مصالح موقعیت فقدان کاریزما را فراهم آمد.

تدوین برنامه‌های توسعه و کوچک‌سازی سازمان دولت و کاهش مداخله آن در اقتصاد و توجه به آزادی‌های اجتماعی و تنش‌زدایی در سیاست خارجی و فربهی عنصر مصلحت در نظام تصمیم‌گیری کشور بخشی از تلاش‌ها و بازنگری‌های به عمل آمده برای مهار بحران‌های فرارسیده بود.

روند یاد شده که با پیروزی اصلاح‌طلبان در خرداد 76 به سمت شکل‌گیری سامانه نظارت عمومی بر نظام سیاسی و تقویت حوزه عمومی و نهادهای مدنی مستقل و کاهش مداخلات دولت در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی جهت‌گیری شده بود و به طور نسبی ترمیم شکاف تاریخی دولت ـ ملت و بازگشت به عرصه تعاملات جهانی و احترام به معیارها و موازین حقوق بشر و حقوق شهروندی از جمله به رسمیت شناختن حقوق منتقدان و مخالفان و در نهایت مهار بحران‌های مشروعیت، کارآمدی، رقابت و مشارکت را به دنبال داشت، از تکرار سیاست‌ها و تصمیمات غلط و اتلاف گسترده‌تر منابع ملی پیش‌گیری کرد.

دولت اصلاحات و دستامدهای مهم آن اما دولت مستعجل بود چرا که فقدان ساز و کارهای مورد نیاز رهبری جنبش و کم توجهی به سازمان‌دهی کنشگران سیاسی و مدنی و قدرناشناسی از فرصت تاریخی در اختیار برای استفاده کامل از ظرفیت‌ها و امکانات موجود در قوای مقننه و مجریه و رقابت درون‌جبهه‌یی به همراه بسیج امکانات نهادهای انتصابی و مداخله سازمان‌یافته و سراسری محافظه‌کاران در انتخابات به نفع رقیب، امکان پیروزی افراطی‌ترین گرایش ضد اصلاحات را در اردوگاه محافظه‌کاران و زمینه تخریب دستاوردهای ارزشمند ملی ناشی از اعتماد، مشارکت و همکاری نخبگان و اعتدال و برنامه‌محوری دولت خاتمی را فراهم کرد.

اعلام شعار تشکیل دولت اسلامی و استفاده ابزاری از پاره‌ای مقدسات نظیر تمهید مقدمات ظهور منجی و ادعای اداره جهان به نیابت از موعود منتظر و برتر نشاندن عنصر تعهد سیاسی و وابستگی جناحی بر توانایی‌های تخصصی و غرب‌ستیزی لجام گسیخته و تحقیر عقلانیت و رجزخوانی‌های دون‌کیشوتی در روابط خارجی، علاوه بر تجاهل و تغافل از تحولات گسترده در متن جامعه ایرانی و مناسبات جهانی و استلزامات حفظ و تامین منافع ملی و بی‌اعتنایی به بیش از ربع قرن تجربه حکومت‌داری در نظام جمهوری اسلامی، تاکنون موجبات ایجاد و تحمیل هزینه‌های گزافی را در ابعاد ملی فراهم کرده است.

پس از گذشت چهار سال از دولت نهم و تحقق حاکمیت هم‌سو و یک دست به عنوان آرمان‌شهر محافظه‌کاران ایرانی و در شرایط برخورداری از درآمدهای بی‌سابقه حاصل از قیمت‌های افسانه‌یی نفت‌خام، به دلیل عناد با اقتضائات مدیریت علمی و تحقیر تئوری‌ها و شیوه‌های حکومت‌داری جدید نظیر دموکراسی و تحزب و هدردادن سرمایه‌های کارشناسی و مدیریتی و غفلت از وجوه غیراقتصادی عدالت و توسعه و ستیز نظری با موازین و معیارهای جهان‌شمول حقوق بشر و تحدید آزادی‌های مدنی، شاهد فرار از پاسخگویی و بروز اختلاف و کشمکش میان دولت و مجلس اصول‌گرایان و مواجهه کشور با بحران‌های چندوجهی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی جدیدی هستیم.

گرفتاری بی‌سابقه در گرداب رکود تورمی و بیکاری فزاینده و کسری هنگفت بودجه عمومی و بی‌اعتمادی نخبگان و کارآفرینان به دلیل نظامی‌شدن عرصه‌های مختلف فرهنگی، ‌سیاسی و اقتصادی و قانون و برنامه‌ گریزی و تحمیل اثرات مخرب ناشی از تحریم‌های قدرت‌های خارجی را می‌توان بخشی از مواریث دولت نهم برای دولت بعدی و آینده گان به شمار آورد.

در این شرایط، احساس نگرانی عمومی از تداوم سیاست‌ها و رویه‌های موجود در اداره کشور و چاره‌اندیشی برای عبور از گردنه پرمخاطره انتخابات پیش‌رو، فصل مشترک تلاش‌های سازمان‌ها و تشکل‌های سیاسی و مدنی منتقد دولت نهم به ویژه رجال شناخته‌شده‌ای از نسل اول نیروهای انقلاب و نزدیکان و یاران واقعی بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام راحل (ره) نظیر آقایان هاشمی رفسنجانی، موسوی، خاتمی و کروبی است.

آن چه مسلم است گذار از وضعیت موجود و نجات کشور به‌ویژه توقف روند آسیب‌رسانی به بنیان‌های اخلاقی و اجتماعی و بازگشت به مسیر سازندگی و توسعه متوازن و همه جانبه و پایدار کشور نیازمند تاسی همگان به مشی و منش خاتمی در افزایش ظرفیت‌های اجماع و ائتلاف میان تمامی گرایش‌ها و جریان‌های سیاسی نگران سرنوشت ایران عزیز و انقلاب بزرگ اسلامی آن است.     

 در این شرایط، حداکثرسازی همگرایی و جلوگیری از تفرق آراء از طریق توافق و اجماع بر مناسب‌ترین گزینه برای حضوری توام با پیروزی در عرصه سهمگین رقابتی نابرابر و انتخاباتی به شدت مهندسی شده در فردای پس از پیروزی، وظیفه‌ای تاریخی و ملی و ضرورتی فوری است.

در این مقیاس اعضای دوره های گوناگون شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) به عنوان بخشی مهمی از سابقون جنبش اسلامی دانشجویی ایران و در تداوم نقش آفرینی‌های تاریخی جنبش یاد شده، ضمن ادای احترام به همه نامزدهای حاضر در صحنه انتخابات، به‌ویژه جناب آقای کروبی که به راستی از چهره‌های خدوم انقلاب و حامیان اصلی جنبش اصلاح‌طلبی مردم ایران هستند، با توجه به برخورداری مهندس میر حسین موسوی  از صلاحیت‌های مورد نیاز به‌ویژه ثبات قدم، سلامت نفس، دانش لازم و تجربه اداره کشور در شرایط حساس و بحرانی و برخورداری از اعتبار و جایگاه ویژه و موثر در میان بزرگان فرهنگی، مذهبی و سیاسی کشور به مثابه پشتوانه‌ای مهم در اداره بهتر امور در آینده، و هم‌چنین اعلام حمایت رهبران، احزاب و سازمان‌های سیاسی اصلی و تاثیرگذار اصلاح‌طلب کشور از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، حمایت خود را از ایشان در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام می‌دارند.

هم‌چنین در میثاقی متقابل، به کارگیری همه فرصت‌ها و امکانات رییس‌جمهور به عنوان مسوول اجرای قانون اساسی و دولت برای تداوم اصلاحات و دفاع از حقوق اساسی ملت ایران به ‌ویژه آزادی اندیشه و بیان و برابری حقوقی شهروندان و تضمین استقلال محیط‌های علمی و دفاع از آزادی‌های آکادمیک، فکری و سیاسی در  دانشگاه‌ها و در یک کلام ابتنای امور کشور بر مدار عقلانیت، قانون، تخصص و منافع ملی از  جمله مهم‌ترین انتظارات ما به عنوان قطره‌ای از اقیانوس بزرگ ملت ایران از ایشان است.

در پایان امیدواریم تک تک شهروندان ایرانی به ویژه جوانان پرشور و دانشجویان هوشمند و نسل حاضر جنبش دانشجویی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین گروه‌های مرجع رفتار سیاسی و انتخاباتی مردم، با حضور گسترده خود در انتخابات آتی و حمایت از خدمتگزار امین و لایق ملت ایران جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در آزمون دشوار بازمهندسی امور کشور بر مدار قانون، عدالت و آزادی ضمن برداشتن گامی بلند برای تحقق فردای بهتر و سربلندی ایران عزیز، حماسه‌ای پرشورتر از دوم خرداد 76 را رقم زنند.          

امضاء‌کنندگان بیانیه:

1- وحید احمدی ـ دانشگاه صنعتی امیرکبیر 67 ـ 60

2 ـ مرتضی احمدی ـ دانشگاه صنعتی شریف 78 ـ 77

3 ـ مژگان اثباتی ـ دانشگاه الزهراء 71 ـ 70

4 ـ سکینه اشرفی ـ دانشگاه الزهراء 76 ـ 75

5 ـ حمید امین اسماعیلی ـ دانشگاه شهید بهشتی 67 ـ 64

6 ـ هدایت آقایی ـ دانشگاه صنعتی شریف 64 ـ 60

7 ـ علی باقری ـ دانشگاه بین‌المللی قزوین 75 ـ 70

8 ـ  عباس بزرگمهر ـ دانشگاه تهران 72 ـ 71

9 ـ یاسین بنی طرفی ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 71 ـ 69

10 ـ حمید بهلولی ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 75 ـ 74

11 ـ حسین بی‌غم ـ دانشگاه شهید بهشتی 76 ـ 72

12 ـ علی تاجرنیا ـ دانشگاه علوم پزشکی مشهد 78 ـ 77

13 ـ علی توکلی یرکی ـ دانشگاه تهران 78 ـ 75

14 ـ علیرضا جلالی ـ دانشگاه علوم پزشکی شیراز 79 ـ 78

15 ـ مهدی جمارانی ـ دانشگاه گیلان 75 ـ 74

16 ـ حمید چوبینه ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 82 ـ 81

17 ـ رضا حجتی ـ دانشگاه تهران 80 ـ 78

18 ـ جهانبخش خانجانی ـ دانشگاه تبریز 75 ـ 74

19 ـ مسعود ذهبیون ـ دانشگاه صنعتی شریف 66 ـ 65

20 ـ میثم سعیدی ـ دانشگاه تبریز 77 ـ 75

21 ـ داوود سلیمانی ـ دانشگاه تهران 69 ـ 66

22 ـ سید محمدعلی سیدنژاد ـ دانشگاه تربیت معلم تهران 61 ـ 59

23 ـ سید علی سیدابراهیمی ـ دانشگاه تهران 66 ـ 65

24 ـ سید شمس‌الدین سیاسی‌راد ـ دانشگاه تربیت‌معلم تهران 67 ـ 64

25 ـ علی شکوری‌راد ـ دانشگاه علوم پزشکی تهران 68 ـ 64

26 ـ ابراهیم شیخ ـ دانشگاه شهید بهشتی 81 ـ 77

27 ـ بهمن شیردل ـ دانشگاه مشهد 75 ـ 74

28 ـ سعید شیرکوند ـ دانشگاه شهید بهشتی 68 ـ 66

29 ـ سید جواد صالحی ـ دانشگاه تربیت مدرس 81 ـ 79

30 ـ عبدالرحیم صالحی ـ دانشگاه تهران 67 ـ 64

31 ـ محمود طالقانی‌نژاد ـ دانشگاه بوعلی همدان 74 ـ 72

32 ـ علیرضا طاهری ـ دانشگاه علم و صنعت 79 ـ 78

33 ـ فاضل عبیات ـ دانشگاه امیر کبیر 75 ـ 74

34 ـ مجید فراهانی ـ دانشگاه صنعتی شریف 78 ـ 75

35 ـ محمد فصیحی ـ دانشگاه علوم پزشکی ایران 68 ـ 67

36 ـ نیما فاتح ـ دانشگاه علوم پزشکی شیراز 81 ـ 79

37 ـ محمد حسن مقدس ـ دانشگاه صنعتی امیرکبیر 75 ـ 74

38 ـ سید سراج‌الدین میردامادی ـ دانشگاه مشهد 77 ـ 75

39 ـ میر فضل‌الله موسوی کوزه‌کنان ـ دانشگاه تربیت‌معلم تهران 62 ـ 59

40 ـ مهدی مومنی ـ دانشگاه گرگان 82

41 ـ داور نظری ـ دانشگاه تربیت مدرس 82 ـ 81

42 ـ سعید نادعلی هزاوه ـ دانشگاه شهید بهشتی 71 ـ 69

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 20:16  توسط مهدي خالصي  | 

مشاور احمدی‌نژاد: هاشمی، خاتمی و موسوی به درد ریاست جمهوری افغانستان می‌خورند

حالی‌که محمود احمدی‌نژاد از طریق رسانه‌های عمومی در روزهای اخیر می‌گوید که به هواداران خود گفته‌ام به هیچ‌وجه تخریب نکنند و دولت نیز نمی‌خواهد به تخریب‌ها پاسخ دهد که یاران احمدی‌نژاد در شهرستانهای مختلف به غیراخلاقی‌ترین شکل ممکن اقدام به تخریب اصلاح‌طلبان می‌کنند.

پجلسه پرسش و پاسخ انجمن اسلامی مستقل دانشگاه سمنان و بسیج دانشجویی این دانشگاه كه با حضور دكتر محمدعلی رامین برگزار شد با تنش هایی همراه بود.

مشاور در سایه محمود احمدی‌نژاد در پاسخ به سئوال یكی از دانشجویان درباره سیاست دولت نهم و شخص احمدی نژاددر بحث هولوكاست گفت:«ما با مطرح كردن هولوكاست در جوامع جهانی می‌خواهیم دولت های مستبد و زورگو را با چالش مواجه كنیم تا آن‌ها بدانند كه ما امروز فقط پاسخگوی پرسش‌های آن ها نیستیم بلكه خود پرسش‌گریم و بدین ترتیب امتیازاتی از آن‌ها گرفتیم.»

در این هنگام چند تن از دانشجویان پرسیدند آیا قطعنامه و تحریم بین المللی امتیاز است، وقتی دانشجویی لیستی از تحریم‌های صورت گرفته علیه ایران را قرائت کرد، عضو ارشد رایجه خوش خدمت  آن را در جهت تخریب دولت نهم بیان كرد و روزنامه‌هایی كه این اخبار را می‌نویسند به وابستگی به باندهای مافیایی قدرت متهم كرد.

در ادامه، دانشجویی به نامه رامین به سید محمد خاتمی درسال هشتاد اشاره كرد كه در آن از آقای خاتمی خواسته بود در اوج محبوبیت این مفام را ترك كند و در انتخابات كاندیدا نشود، این دانشجو در ادامه پرسید:«حالا كه شما از محبوبیت آقای احمدی‌نژاد حرف می زنید بهتر نیست كه ایشان هم در اوج محبوبیت كنار بروند؟»

رامین در پاسخ به این سئوال گقت:«آقای خاتمی برای محبوبیت و شهرت هر امتیازی می‌دادند، در حالی كه احمدی نژاد این گونه نیست.من نامه مشابهی هم به آقای هاشمی نوشتم.»

وی ادامه داد:«شخصیت هایی مثل هاشمی ‏٬ خاتمی و میر حسین موسوی بهتر است تجربیاتشان را در سطح بین المللی نشان دهند.این آقایان می توانند رئیس جمهور اقغانستان شوند.»

اوج تنش در جلسه هنگامی بود كه دكتر رامین آیت الله هاشمی رفسنجانی را متهم كردند كه به دنبال قدرت، مقام و شهوت هستند كه این حرف با واكنش شدید چند تن از دانشجویان مواجه شد كه توهین به آقای هاشمی را توهین به نظام قلمداد كردند.

یكی از دانشجویان در این باره گفت:« آقای هاشمی در راس مجلس خبرگان قرار دارد كه رهبر را تعیین می كند و ایشان نیازی به مقام های مورد نظر شما ندارند.»

این جلسه نزدیك اذان در حالی كه هنوز پزسش های زیادی مطرح نشده بودند پایان یافت.

گفتنی است كه جلسه پرسش و پاسخ مذكور از طرف مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان با استناد به مصوبه وزارت علوم كه تاكید كرده بود برنامه های انتخاباتی فقط به صورت مناظره مجاز است غیر قانونی اعلام شده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 18:51  توسط مهدي خالصي  | 

 

  ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم

                       موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 22:28  توسط مهدي خالصي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 22:0  توسط مهدي خالصي  |